مملكت به سلطنت خود ادامه داد و سوراكارتا را پايتخت خود كرد و خود و اعقابش لقب سوسوهونان اتخاذ كردند كه مرتبهاى بالاتر از سلطان بود . بخشى از ماتارام ، يعنى منگ كونگارا ، به مدعى سومى به نام مس سعيد رسيد كه برادرزادهء پاكوبواناى دوم برادرش منگ كوبومى بود و اين منگ كوبومى سلطان جوگجاكارتا بود . در نتيجه ، اين دولتها تابع شركت هند شرقى هلند و سپس دولت هلند بودند ، اما دو دولت رقيب سوراكارتا و جوگجاكارتا مىبايست در هماهنگى با يكديگر ، نظامى براى زندگى و ادارهء سرزمينهاى تقسيم شده در چهارچوب يك سنت سياسى جاوهاى كه فقط يك حكمران مىشناخت پديد آورند . وقتى اين تفاهم پيدا شد ، دو دولت قرن نوزدهم را با بروز خشونتهايى مانند جنگ 1830 - 1825 جاوه از سر گذرانيدند و قدم به قرن بيستم گذاشتند . در اين قرن ، از اشغال 1942 - 1945 ، ژاپنىها جان به در بردند و پس از جنگ جهانى دوم ، اندونزى مستقل را پديد آوردند . پاكوبواناى دوازدهم ، سوسوهونان دراز سلطنت هنوز مقام اجتماعى خود را در سوراكارتا در اندونزى معاصر حفظ كرده است .
كتابشناسى
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « سوراكارتا » ( ا . شومان ) .
- Jan M . Pluvier , A Handbook and chart of south - East Asian History , 29 , 31 .
- د . جى . ا . هال ، تاريخ جنوبشرقى آسيا ، ويرايش چهارم ، 359 - 360 ، 502 به بعد ، با شجرهنامه در صفحهء 972 - 973 .
- م . سى . ريكلفس ، تاريخ اندونزى جديد از حدود 1300 ، ويرايش دوم ، 94 - 103 ، 110 - 111 .