تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
را داشت . سلطان محمود غزنوى ( بنگريد به شمارهء 158 ) دوبار كوشيد تا از جنوب به كشمير حمله برد ، ولى هربار دژ لهكت مانع پيشروى او شد . اما شاهان هندوى كشمير سربازان مزدور ترك مسلمان را ( تروشكا ) به استخدام خود درآوردند و گمان مىرود فرايند اسلامى شدن اين سرزمين كه امروز بيشتر جمعيتش مسلمان هستند از همان زمان آغاز شد . در 735 / 1335 ، يك ماجراجوى مسلمان به نام شاه مير سواتى كه احتمالا در اصل پتان بود و وزارت راجا سينهه دوا را برعهده داشت ، تخت سلطنت را صاحب شد . دولت شمس الدين ( اين لقبى بود كه شاه مير اتخاذ كرده بود ) نسبت به اكثريت هندوى آنجا رفتارى ملايم و مسامحت‌آميزى داشت ، اما نوهء او سكندر ، مسلمانى متعصب بود و علما و فقهايى را كه در پى تعقيب و آزار و سياست هندوان بودند ، مورد حمايت قرار مىداد و معبدهاى آنها را ويران مىكرد و ازاين‌رو ، براى خود لقب « بت‌شكن » را به دست آورد . اندكى پيش از اين ، شيخ صوفيان كبروى ، على همدانى و عدهء زيادى از سادات به كشمير آمده بودند و در دورهء سلطنت سكندر گروه سادات بيهقى كه مىبايست نقش مهمى در حيات دينى و فكرى ايالت بازى كنند ، از دهلى به كشمير مهاجرت كردند . به هرصورت ، پسر سكندر ، زين العابدين ، سياست سختگيرانهء پدر را دگرگون كرد و دورهء تابناك فرمانروايى او عصر طلايى تاريخ كشمير بود . در زير چتر حمايت او مهابهاراتا و وقايع‌نامه منظوم كشمير ، اثر كالهانا كه در قرن ششم / دوازدهم سروده شده بود و راجتراگينى نام داشت به زبان فارسى ترجمه شد . متأسفانه اعقاب او مردان حقيرى بودند ، ازاين‌رو ، مشاجرات داخلى درگرفت . رؤساى ايالتى از كوهستانى بودن منطقه و صعب الوصول بودن آن استفاده كردند و هريك عملا امارات مستقلى براى خود تشكيل دادند ، به‌ويژه نفوذ قبيلهء قدرتمند چك كه در اصل از دردستان به كشمير مهاجرت كرده بودند بيشتر شد و رهبران آن در دستگاه آخرين حكمران بيكاره و ناتوان سلسله شاه ميرى وزير و فرمانده گشتند . حيدر دوغلات ، امير مغول ، در 947 / 1540 به كشمير تاخت و مدت ده سال در سرىنگر به نام خويشاوند خود همايون ، امپراتور مغول هند ، به حكومت پرداخت تا اين‌كه در شورشى كشته شد . در اين‌زمان ، خانوادهء چك رو به ترقى نهاد و در 968 / 1561 خود به عنوان شاه زمام امور را به دست گرفتند و به تقليد از مغولان هند لقب پادشاه بر خود نهادند و بايد گفت از لحاظ دينى آنها تمايلات شيعى داشتند . به‌هر حال ، دو پادشاه آخر چك به عنوان دست‌نشاندهء اكبر حكومت كردند و آنها نيز سرانجام از سلطنت خلع شدند و كشمير به كلى ضميمهء امپراتورى مغول هند شد .