تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥

شهر سوخته

تپه‌هاى متعددى به مساحت قريب 2 كيلومترى نزديك جادهء زاهدان به زابل . بين آبادى « تاسوكى » و دوراهى زاهدان به مشهد ، مشتمل بر آثار ابنيهء مدفونو سفالهاى ادوار ماقبل تاريخ . طبق بررسيهاى به عمل آمده سيستان در حدود 5000 سال قبل يكى از آبادترين مناطق خاورميانه بوده و معلوم نيست بر اثر چه حادثه‌اى سوخته و به صورت ويرانه‌اى درآمده است . ضمن حفاريهايى كه در اين ناحيه به عمل آمده مقدار زيادى قطعات شكسته سفال و اجناس مختلف از قبيل حصير و شيشه و آثار ديگرى از زندگى انسانها در اين ناحيه به دست آمده است . اين شهر در فاصله 1900 تا 2900 سال قبل از ميلاد محل سكونت بوده و مردم اين ناحيه به صنعت كوزه‌گرى ، حصيربافى و سنگ‌تراشى و تهيه زينت‌آلات از سنگ لاجورد و فيروزه آشنا بوده‌اند .

شهر وراز

شهر براز . فرخان . يكى از سرداران اواخر دورهء ساسانى كه او را « روميزان » مىگفتند و لقب او شهر وراز بود .

شهريار

1 - در شاهنامه ، يكى از چهار پسر خسرو پرويز ( پادشاه ساسانى ) و شيرين ، و پدر يزدگرد سوم . 2 - در تاريخ ايران ، از عناوين فرمانروايان ، خاصه فرمانروايان محلى . استعمال آن در دورهء اسلامى به معنى كلانتر و بزرگ شهر . لفظ شهريار به صورت نام خاص هم در ايران متداول بوده است مانند : شهريار پدر يزدگرد سوم .

شهريار اول

پسر پادوسبان دوم ( جلوس 145 ه . ق . ) .

شهريار دوم

پسر پادوسبان .

شهريار سوم

پسر جمشيد پسر ونداد . ( جلوس 286 ه . ق . ) .

شهريارى ، عباسعلى

عباسعلى شهريارى معروف به « مرد هزار چهره » از كارگران صنعت نفت آبادان و از عوامل نفوذى « ساواك » در تشكيلات تهران بود كه پس از كشف اين ماجرا ، ناگزير « رضا رادمنش » در پلنوم سيزدهم كميتهء مركزى حزب توده ، در سال 1348 از مقام دبير اولى حزب بر كنار مىشود .

شهريك

شهريك به عربى رئيس الكوره كسى بوده است كه شهرى تحت نظر فرماندهى او بوده و او را از ميان طبقهء دهقانان اختيار مىنمودند . حاكم شهر ، يكى از اصناف حكام ايالات در دوره ساسانى .

شهريل

لقب يزدجرد ابن شهريار .

شهيد اول

محمد ، ملقب به شمس الدين و معروف به « شهيد اول » از بزرگان علماى اماميه و فقها و