تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 843

مساهمون:

ص٨٤٣
عمان جهت مخالفت با روميان به يمن رفت و در 570 ميلادى در آن سرزمين پياده شد و مسروق آخرين امير حبشى خاندان ابرهه را از ميان بردند و يمن را دست نشاندهء ايران كردند . ايرانيان تا بعد از ظهور اسلام در آن كشور حكومت مىكردند و عربها آنان را ابناى احرار يعنى آزادزادگان مىخواندند .

وهسودان

پادشاه ديلمان فرزند جستان بود كه در سال 250 ه . ق . زمانى كه داعى كبير حسن بن زيد علوى در مازندران خروج كرد وى بيعت او را پذيرفت ولى ديگر به دليل نامعلومى از داعى برگشت و در اين ميان زندگى را وداع گفت .

وهمنه

لقب شاهان ( حكمرانان ) ايبورد ، ( دورهء ساسانى ) .

وهومن

به معنى انديشهء نيك ، در دين زردشت .
ويس
( Vise )
در سازمان اجتماعى مادها به معناى خاندان و عشيره و يا نام متداول دهكده و نقطه مسكونى را در بر مىگرفت .

ويس‌پت پيرو

در سازمان اجتماعى مادها به شيخ خاندان ، عشيره و رئيس ده ( دهخدا ) اطلاق مىشده كه در زمان شكل‌گيرى طبقات اينان به طبقه ممتاز و اشراف بدل شدند .

ويسپرد : - اوستا

ويسپون

تيسفون در نوشته‌هاى ارمنى .

ويسپوهران

در دولت اشكانى دو شورا امور مربوط به كشور را برعهده داشت كه شامل شوراى بزرگان و شوراى مغان بوده است . شوراى بزرگان احتمالا ويسپوهران خوانده مىشدند . در اين شورا نمايندگان خاندان اشكانى و ظاهرا برگزيدگان شش خاندان بزرگ عضويت داشتند .
ويشتاسپا
( Vishtaspa )
پدر داريوش بزرگ .

ويلهلم واسموس : - واسموس