عاقبت يحيى بن زيد به دست سلم بن اعور در جوزجانان ( گرگان ) به شهادت رسيد و سر او را براى وليد بن عبد الملك فرستادند . خليفهء وقت جسدش را به دار آويخت و تا رسيدن ابو مسلم به قدرت ، جسد او بر دار بود . شهادت يحيى بن زيد مردم خراسان را سخت متأثر گردانيد . چنان كه عزاى عمومى گرفتند و براى اينكه شدت علاقهء خود را به يحيى و زيد نشان دهند ، تمام نوزادان ذكور آن سال را به نامهاى زيد و يحيى ناميدند تا نام زيد و يحيى در خاطرهها زنده بماند . تأثير اين شهادت در ضعيف نمودن حكومت بنى اميه بسيار مهم بود به خصوص در خراسان براى گرفتن انتقام خون زيد و يحيى از بنى اميه به دور ابو مسلم گرد آمدند و ابو مسلم از اين موقعيت حداكثر استفاده را نمود .
علويان يك نقطهء اتكاى سياسى براى مبارزات استقلالطلبى ايران در برابر بنى اميه و بنى عباس بودند ، بنابراين رجال سياسى و نظامى بعضا و عامه مردم به طور كلى دوستدار آنان محسوب مىشدند . چند تن از وزيران ، خلافت عباسى جان خود را در اين راه فدا نمودند كه از معروفترين آنها « ابو سلمه خلال » مىباشد . نهضت طرفدارى از علويان و ايران به اوج خود رسيد و بعدها مأمون را به اين وادار نمود كه براى جلب رضايت ايرانيان ، حضرت امام رضا ( ع ) را به وليعهدى خود برگزيند و ايشان را به خراسان بخواند و براى جلوگيرى از شدت نهضت علويان چنان وانمود كند كه قصد انتقال خلافت به علويان را دارد . البته وليعهدى على بن موسى الرضا ( ع ) در نتيجه فشار سياسى و اجتماعى ايرانيان نيز بود و فضل بن سهل ، مأمون را به اين كار وادار ساخت .
ايرانيان با حمايت از علويان مىخواستند اسلام را در مسير واقعى خويش قرار دهند و از طرف ديگر خلفاى غاصب عباسى را بىاعتبار سازند و به اين طريق حكومت خويش را مستقل اعلام نمايند .
مأمون با تغيير سياست خويش ، چون حضرت را شهيد كرد . بعد از شهادت حضرت امام رضا ( ع ) ، جنبشهاى علوى در گرگان و طبرستان و گيلان و ديلمان بيشتر مورد توجه بود .
نهضت مشعشعيان : - مشعشعيان ، نهضت
نهنه - نانا
رب النوع ارخ - خداى مردم عيلام كه يك هزار و ششصد و سى و پنجاه سال در تصرف عيلام بود .
نيپپور
( Nippur )
يكى از شهرهاى سومر ، هرچند هرگز يكى از مراكز سياسى نبوده ، اما شهرى مقدس به شمار مىآمده و انليل ايزد ويژهء اين شهر بوده است .
نيكروز سمنانى
مستوفى امير وجيه الدين مسعود باشتينى دومين فرمانرواى سربداران .
نيكلاى دمشقى
متولد در دمشق در حدود 480 ميلادى .
نيمانا
( Nimana )
كوچكترين واحد سازمان اجتماعى يا خانواده در سازمان اجتماعى مادها بوده است .
نيمروز
نيمروز در عصر ساسانى اطلاق مىشد به :