تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣
يك قسمتى از نامه‌ها و فرمانهاى شاهى را مهر مىكرده و برخى از احكام را نيز به هردو مهر مىرسانيده‌اند . سومى ، مهردار قشون بود كه فقط احكام مربوط به سرداران و سپاهيان و مسائل جنگى را مهر مىكرد .

مهردارباشى

در دورهء قاجاريه شخصى كه مهرهاى سلطنتى را از گردن آويخته ، فرامين شاه را مهر مىكرد .

مهردار مهر شرف نفاذ : - مهردار

مهردار مهر همايون : - مهردار

مهر داقشون : - مهردار

مهر نرسى

وزير بهرام گور كه در زمان پادشاهى يزدگرد دوم و فيروز پسران بهرام گور عهده‌دار مقام وزارت آنان بود .

مه‌سنه

كلمه‌اى يونانى است به عربى ميشان و به فارسى مشان گفته مىشود . اين شهر در خوزستان بود و شهر عمدهء آن « خاراكس » نام داشت .

ميافارقين

شهرى در دياربكر كه بناى قسمتى از آن سنگ و بناى قسمتى ديگر از آجر است كه بناى اول را خسروپرويز و دومى را انوشيروان ساخته است .

ميتانى

محققين ، ميتانىها را قومى از هيتها دانسته‌اند كه از ايشان جدا شده و مهاجرت كرده‌اند و در بين النهرين و صفحات جنوبى برقرار شده‌اند ، و بيشتر در قسمت شمالى بين النهرين مىزيسته‌اند . از اسنادى كه در بغازكوى پايتخت قديم هيت‌ها پيدا شد ، اسنادى هم راجع به قوم ميتانىها به دست آمده است . در اين اسناد معلوم مىشود كه ميتانىها به خدايان هندى : « ايندرا » و « وارونا » و « ميترا » قسم ياد كرده و آنها را حامى عهدنامه‌اى كه بين ايشان و هيتها بسته شده بود قرار دادند . ظهور آرياها در تاريخ از همين زمان است ( بين قرن چهاردهم و بيستم ق . م . ) .

ميتانى

مردمى از نژاد هند و اروپايى كه در هزاره دوم پ . م . در ناحيه فرات عليا حكومتى ترتيب دادند .

ميترائيسم ( مهرپرستى )

يكى از مذاهب عهد ساسانى . معتقدان به اين دين ميترا را كه از خدايان باستانى آرياها بود مورد ستايش قرار مىدادند . اوستا ميترا را ميان اهورامزدا و اهريمن قرار داده ، به نام خداى روشنايى و او را يكى از مأموران اهورامزدا در دفع بدى و هم رب النوع آفتاب و حاصلخيزى زمين دانستند . اين مذهب بعدا به يونان و رم و نيز به آلمان ، فرانسه و انگلستان باستان رفت و به سرعت شيوع يافت .

ميرآخورباشى

در دربار صفوى دو نفر شغل ميرآخورباشى داشته‌اند : يكى ميرآخورباشى جلو كه مأمور نظم و