دادستانى كل ديوان تميز ، وزير دادگسترى در كابينههاى محمد على فروغى و محمود جم و چهار دوره نمايندگى مجلس شوراى ملى بود .
محسن صدر در تير ماه 1324 مأمور تشكيل كابينه شد و اعضاء كابينهء خود را به مجلس معرفى كرد .
صدر الاشراف سرانجام پس از قريب چهار ماه نخستوزيرى ، تحت فشار اقليت مجلس و تحريكات ارتش سرخ در صفحات شمالى كشور و وخامت اوضاع در آذربايجان ، استعفا داد . در سال 1327 ه . ش .
به استاندارى خراسان منصوب شد و زمانى كه دكتر مصدق به نخستوزيرى رسيد ، از استاندارى معزول گرديد . بعد از كودتاى 28 مرداد 1332 و سقوط كابينه مصدق ، در سال 1333 ه . ش . به عنوان سناتور انتصابى از خراسان به مجلس سنا راه يافت و در سال 1335 ه . ش . به رياست آن برگزيده شد و سرانجام در سال 1341 ه . ش . در سن 91 سالگى درگذشت .
كابينهء محسن صدر
1 . وزير دادگسترى : حسنعلى كمال هدايت .
2 . وزير امور خارجه : انوشيروان سپهبدى .
3 . كفيل وزارت كشور : احمد فريدونى .
4 . وزير جنگ : ابراهيم زند .
5 . وزير دارايى : محمود بدر .
6 . وزير فرهنگ : غلامحسين رهنما .
7 . وزير راه : نادر آراسته .
8 . وزير بهدارى : دكتر سعيد مالك .
9 . وزير پيشه و هنر و بازرگانى : عباسقلى گلشاييان .
10 . وزير كشاورزى : دكتر محمد نخعى .
11 . وزير مشاور : مصطفى عدل .
محقق ثانى
نور الدين على بن عبد العالى مشهور به محقق ثانى - محقق در دربار شاه طهماسب اول - از فقهاى دورهء صفويه بود كه به سال 940 ه . درگذشت .
محمد آى تيمور
نظاميان دولت سربهدارى بعد از قتل امير مسعود به دور محمد آى تيمور گرد آمدند . اين شخص غلام و بندهزاده امير مسعود بود . وى با دليرى و صداقتى كه از خود نشان داده بود مورد توجه امير مسعود قرار گرفته و در غياب امير مسعود در سبزوار نايب او به شمار مىرفت .
چون آى تيمور به فرمانروايى نشست در خزاين سربهداران را بگشود و عطايايى به نظاميان بخشيد و جانب تهيدستان را گرفت . اما جانبدارى از اين طبقه مورد اعتراض جناح درويشان واقع شد ؛ در اين زمان رهبرى درويشان را « خواجه شمس الدين على » كه از مشاورين شيخ حسن جورى به شمار مىرفت بهعهده داشت . اين شخص مدعى بود كه آى تيمور قدر و منزلت درويشان را از ميان برده و اراذل و اوباش را برايشان مقدم داشته است .
بنابراين آى تيمور به توصيه خواجه شمس الدين و به دست طرفداران او بهقتل رسيد . و حكومت او از دو سال بيشتر نبوده است .
خواجه شمس الدين على بعد از اين واقعه شخص قدرتمند جامعهء خويش تلقى مىشد . درويشان به او پيشنهاد زمامدارى كردند ولى او حاضر نشد و گفت : « . . . من درويشى و گوشهنشينى خود به عالمى نمىدهم » . او مىدانست اگر اين مقام را بپذيرد از طرف نظاميان مورد تأييد نخواهد بود ، بنابراين بهتر