با اردشير دارد ، و با تدبير و زبردستى و وعدههاى فراوان يونانيان را راضى كرد كه در اين جنگ طولانى و خطرناك با وى همراهى كنند . بىهيچ مقاومتى به بابل رسيد ، ولى اردشير ، كه در آخرين لحظه به توسط تيسافرن آگاه شده بود ، با شتاب به گردآورى سپاه پرداخت . دو سپاه در كوناكسا با يكديگر روبهرو شدند ، كوروش در جنگ كشته شد . سپاهيان يونانى ، پس از آنكه فرمانده ايشان به توسط تيسافرن دستگير شد ، به طرف درياى سياه عقبنشينى كردند .
كوره
در اصطلاح جغرافيدانان اسلامى ، ناحيهاى مشتمل بر چندين قريه . هر كوره از يكى از دهات يا شهرهاى خود نام مىگرفت ( مانند « كوره » دارابجرد » در فارس كه از شهر دارابجرد نام گرفته بود ) . كوره را جغرافيدانان اسلامى به استان اطلاق مىكردند ، و به گفتهء ياقوت حموى از قول حمزهء اصفهانى ، كوره را ايرانيان به بخشى از استان مىگفتند .
كوزتير
معلم اتريشى توپخانه و رياضيات و تاريخ نظامى در دورهء اميركبير مدرسه دار الفنون .
كوستپان
شاهنشاهان ساسانى براى هريك از چهار كوست يا جهات اربعه فرمانروايى تعيين كرده او را كوستپان يا « پات كوستپان » مىناميدند كه به معنى نگاهدارنده كوست يا جهت مىباشد . اين لفظ در دورههاى بعد بهصورتهاى « پاتوسپان » و « پاذوسپان » درآمد .
كوستهاى هفتگانه ايران
1 . اپاختر يا ولايات شمالى ايران .
2 . خوربران يا ولايات غربى ايران .
3 . ايران ميانك يا ولايات مركزى ايران .
4 . نيمروز يا ولايات جنوبى ايران .
5 . خورآسان يا ولايات شرقى ايران .
6 . خورآسان دور يا شهرهاى ماوراء ؟ ؟ ؟ النهر .
7 . اينران يا ولايات غير ايرانى مانند آسياى صغير و سوريه و ولايات آن سوى دجله .
كوسترومسكايا استانيتزا
( Kostromskaya Stanitzs )
كورگانهايى با گورهاى سكايى قرن ششم پ . م . در ناحيه كوبان در شمال قفقاز .
كوشانى
اين نام در سكهها و كتيبهها به صورتهاى :
كوشانا ، كيوشانا ، كورشنو ، كورونو ، كورانو ، كورسانو ، كهوشانا و خوارنو آمده است . بعضى محققان تصور كردهاند كه اين نام در سكايى در اصل كوشى و جمع آن كوشانو است و آن را با كلمهء يوئهچى يكى دانستهاند . عصر كوشانى به كوشانيهاى بزرگ ، كوشانيهاى كوچك و كوشانيهاى خرد يا رتبيلها تقسيم مىشوند .
كوشانىها
ملتى از نژاد ايرانى كه در قرن اول ميلادى كشورى حكومتى بهوجود آورده كه شامل افغانستان امروزى و قسمتى از هندوستان و تركستان روس و تركستان چين بود .