كلانتر به شمار مىآمد .
كلاويخو
روىگونتالت د كلاويخو
( Ruygontalet De Klavixo )
يكى از مقربان دربار هانرى سوم پادشاه كاستيل بود . در سال 1403 م . ( 806 ه . ق . ) در رأس يك هيئت سه نفرى به عنوان سفارت از طرف هانرى بهقصد رسيدن به دربار امير تيمور گوركانى از اسپانيا عازم سمرقند شد و در سال 1404 به مقصد خود رسيد و دو سال بعد به مادريد برگشت . كلاويخو با قلم تواناى خود مشاهدات خود را در طى اين مسافرت طولانى در سفرنامهء خود نگاشته است كه حاوى مطالب سودمندى دربارهء اوضاع سياسى و اجتماعى آن زمان است .
كلده - كلدانيان
دولت كلده توسط « نيوپولاس سار » بنا گرديد و از حدود قرن نهم تا قرن هفتم پيش از ميلاد حكومت قدرتمند منطقه محسوب مىشد . آنان شهر بابل در بين النهرين را به عنوان پايتخت خود انتخاب كردند و به توسعهء قلمرو خود پرداختند .
كلدانيان تجارت را بسيار رونق دادند و توجه آنان به علوم نجوم ، حساب ، بعدها زيربناى مؤثرى در پژوهشهاى بعدى اين علوم شد .
كلده نامى بود كه قبايل آرامى به بين النهرين جنوبى داده بودند و نيز نام امپراتورى بابل جديد كه به وسيلهء آنان تأسيس شد و خود آنان كلدانى خوانده مىشدند .
حكومت كلده در سال 538 ق . م . به دست كوروش ، شاه ايرانى منقرض شد .
كلنل محمد تقى خان ( پسيان )
فرماندهء ژاندارمرى خراسان .
كلنل محمد تقى پسيان
كلو اسفنديار
كلو اسفنديار قبل از مقام حكمرانى سرپرستى يكى از اصناف پيشهوران را بهعهده داشت ؛ عنوان كلو مؤيد اين امر است . برگزيده شدن او از طرف خواجه شمس الدين على روابط نزديك شيخيان با پيشهوران را نشان مىدهد . درويشان او را به اين منظور برگزيدند كه جانب آنان را بگيرد ولى برعكس كلو اسفنديار نه جانب درويشان را گرفت و نه جانب نظاميان را بلكه مىخواست گروهى خارج از اين دو گروه را وارد ميدان كند ؛ در نتيجه هردو گروه يعنى هم درويشان و هم نظاميان از كلو اسفنديار ناراضى شدند و مورد اتهام هر