369 ه . ق . ، فخر الدوله از دست برادران خود عضد الدوله و مؤيد الدولهء ديلمى به جرجان به پناه قابوس آمد ، و قابوس او را وعدهء يارى داد . برادران فخر الدوله لشكر به جنگ وى فرستادند ، و قابوس در 371 ه . ق . در استرآباد مغلوب شد ، و با فخر الدوله به نيشابور به پناه حسام الدوله تاش كه از جانب نوح ابن منصور سامانى بر خراسان حكومت داشت ، آمد . كمى بعد از وفات عضد الدوله و مؤيد الدوله ، فخر الدوله به دعوت صاحب ابن عباد ، وزير مؤيد الدوله ، به رى آمد و به سلطنت نشست ، و مىخواست كه جرجان و طبرستان را به قابوس بازگرداند ، ولى صاحب او را از اين كار منصرف كرد ، و فخر الدوله جرجان را به حسام الدوله تاش كه از سامانيان روگردانيده بود سپرد ، و ولايت جرجان تا 388 ه . ق . در دست عمال آل بويه ماند .
پس از وفات فخر الدوله ( 378 ه . ق . ) ، قابوس از ضعف آل بويه استفاده كرد ، و چون از كمك سامانيان مأيوس بود ، به كمك ياران ديلمى و طبرى خود جرجان و طبرستان را گرفت ، و پس از 17 سال كه در خراسان در پناه سامانيان بود ، به سلطنت بازگشت ، و در دورهء دوم سلطنت خود ، رويان ، و گيلان را هم تصرف كرد .
قابوس مردى بدخوى و ستمگر بود ، و جمع بسيارى به امر او كشته شدند . به همين سبب ، عاقبت لشكريان او شوريدند ، و پسرش منوچهر را هم با خود همدست كردند . قابوس از سلطنت كنارهگيرى كرد ، اما لشكريان كه از وى بيمناك بودند او را در قلعهء جناشك ، بين جرجان و استرآباد به قتل رسانيدند .
مقبرهء او در گنبد قابوس است كه در 397 ه . ق . به امر وى ساخته شد . قابوس مشهورترين امراى سلسلهء آل زيار است . به خوشخطى و شاعرى معروف بود ، و اشعار فارسى و عربى لطيف داشت . صاحب ابن عباد خط او را در زيبايى به بالوپر طاووس تشبيه كرده است . مجموعهء رسايل او به نام كمال البلاغه جمع و تدوين شده ، و قطعاتى از آنها را ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان خود آورده است . ابو ريحان بيرونى كتاب آثار الباقيه را به نام او تأليف كرده است .
قابيلان بيك
از قورچيان سركار سلاطين صفويه است .
قاپوچىباشى
لقبى است از القاب در دورهء قاجاريه .
دربانباشى ، رئيس دربانها .
قاپوچىباشيان
دربار صفويه دو قاپوچىباشى داشت : يكى قاپوچىباشى ديوان و ديگرى قاپوچىباشى خلوت ، كه هريك از آن دو دستياران و زيردستان فراوان داشتند .
نگاهدارى و مراقبت دولتخانه شاه در ميدان نقش جهان و اطراف آنجا ، با قاپوچيان ديوان ، و محافظت قسمت درونى عمارت و خلوتخانه شاه ، با قاپوچيان خلوت بود . ولى همگى در فرمان ايشيك آقاسىباشى بودند و عنوان ايشان نيز - مثل يساولان صحبت - « مقرب الحضره » بود .
قاجار
نام ايلى است از ترك ساكن ايران كه در عصر صفوى از هواخواهان صفويه بوده و براى شاهان صفويه جنگ مىكردند و در قرن سيزدهم هجرى ، خان ايشان آقا محمد خان به سلطنت ايران رسيد .