تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠

سركب

موسيقيدان عصر ساسانى .
سرمت‌ها
( Sarmat )
از اقوام سكايى كه در قرن چهارم ق . م . در دامنهء كوههاى اورال ، در سرزمين « اوران‌بورگ » و « پروخوروكا » مىزيستند . برخى از آثار از آنجا كشف شده است . سرمت‌ها در نيمهء قرن سوم ق . م . از رود ولگا گذشته و ساير قبايل سكايى را به‌سوى كريمه راندند .

سرنائيك

نام كشور ليبى امروزى كه در عهد داريوش اول هخامنشى ضميمهء امپراتورى ايران گرديد .

سروش

؟ ؟ ؟ پروردگار ايرانى مدافع اهورمزدا . مردگان را به اتفاق ميترا و رشنو محاكمه مىكند .

سر هارفورد جونس

اولين سفير انگلستان در ايران در زمان فتحعليشاه قاجار كه در نهم فوريه 1809 م . استوارنامهء خود را با تشريفات مفصل در كاخ گلستان تقديم شاه نمود .

سريانى ، زبان

زبان ادبى مسيحيانى كه از نژاد سامى بوده و در عهد ساسانيان مىزيسته‌اند و در كشور ايران مسكن داشتند . منشأ آن شهر ادسا ( الرها ) است .

سعد ابن ابو بكر

اتابك مظفر الدين سعد ابن ابو بكر ابن سعد ابن زنگى . متوفى 658 ه . ق . هفتمين اتابك از سلسلهء اتابكان فارس . در زمان حيات پدر ، در موقع فتح لرستان به دست مغول به اردوى هولاكو خان رفت . در بازگشت از اين سفر بيمار شد و وفات يافت . جنازه‌اش را به شيراز بردند و در مدرسهء عضدى دفن كردند .

سعد ابن ابى وقاص

متوفى 55 ه . ق . از مشاهير صحابه و امراى بزرگ عرب در آغاز اسلام ، فاتح مداين و قادسيه . بعد از فتح عراق ، كوفه را بنا نمود ، و مركز و مقر سپاه خويش نمود . مدتى در خلافت عمر خطاب و عثمان او را معزول كرد . سعد به مدينه رفت و در آخر عمر نابينا شد ، و در مدينه درگذشت .

سعد ابن على قمى

ملقب به وجيه الملك ، متوفى 516 ه . ق . ، از رجال و وزراى عهد سلجوقيان . از محرم 515 ه . ق . تا هنگام وفات وزير سلطان سنجر بود . پيش از آن نيز در دستگاه تاج الدين خاتون ، مادر سنجر ، وزارت داشت .

سعد الدوله

لقب ميرزا جواد خان ، 1257 - 1348 ه . ق . ، از رجال عهد مظفر الدين شاه قاجار و اواخر عهد قاجاريه ؛ پسر حاجى ميرزا جبار ناظم الهمام . در دورهء قبل از مشروطيت ، بعد از مدتى خدمت در تلگرافخانهء تبريز ، وزيرمختار ايران در بلژيك شد . بعدها ، به سبب مخالفت با عين الدوله ، از تهران تبعيد گشت ، و سپس نزد مشروطه‌طلبان تقرب يافت . در مجلس اول مدتى
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 460 | عباس قديانى