اجراى قرارداد اقتصادى ايران و شوروى و استيضاح دولت در مجلس در مورد نفت .
سرانجام حاجعلى رزمآرا در روز چهارشنبه شانزده اسفند ماه 1329 كه براى حضور در مجلس ختم آيت الله فيض به مسجد رفته بود ، توسط خليل طهماسبى ، از اعضاى جمعيت فداييان اسلام ، هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد . از حاجعلى رزمآرا چندين جلد كتاب در زمينهء جغرافياى نظامى ايران و كشورهاى همسايه برجاى مانده است .
كابينهء سپهبد رزمآرا
1 . وزير دادگسترى : محمد على بوذرى .
2 . كفيل وزارت امور خارجه : محمود صلاحى ، وزير امور خارجه : محسن رئيس .
3 . وزير كشور : سپهبد رزمآرا - امان الله اردلان .
4 . وزير جنگ : سرلشكر عبد الله هدايت .
5 . وزير دارايى : دكتر تقى نصر - غلامحسين فروهر .
6 . وزير فرهنگ : دكتر شمس الدين جزايرى - دكتر عبد المجيد زنگنه .
7 . وزير بهدارى : دكتر جهانشاه صالح .
8 . وزير اقتصاد ملى : دكتر مرتضى آزموده - دكتر عبد الله دفترى .
9 . وزير كشاورزى : مهندس ابراهيم مهدوى .
10 . وزير كار : دكتر محمد نخعى - غلامحسين فروهر - اسد الله علم .
* وزير راه : مهندس جعفر شريف امامى .
* وزير پست و تلگراف و تلفن : مهندس اشراقى .
* وزير مشاور : خليل فهيمى .
رژى
امتياز انحصار تنباكو كه در زمان صدارت ميرزا على اصغر خان امين السلطان و اندكى بعد از مسافرت سوم ناصر الدين شاه به فرنگ به اهتمام امين السلطان و براى مدت 55 سال به يكى از اتباع انگليسى موسوم به « ماژور تالبوت » و شركاى او واگذار شد . به موجب اين امتياز كمپانى رژى صاحب حق انحصارى تجارت تنباكوى ايران و حتى نظارت به زراعت آن شناخته مىشد . مردم ايران پس از اطلاع از شرايط اين انحصار بنا به فتوى مرجع تقليد شيعيان حاج ميرزا حسن شيرازى كه حكم تحريم دخانيات را صادر كرد با آن مخالفت كرده و آن را تحريم كردند كه سرانجام شاه و امين السلطان از بيم شورش مردم و اعلام جهاد علما در شانزدهم جمادى الاولى سال 1039 ه . ق . رسما آن امتيازنامه را لغو كردند و شاه مجبور شد غرامت مؤسسهء مزبور را كه بالغ بر پانصد ليرهء انگليسى بود با بهرهء پنج درصد بپردازد . متن فتواى آيت الله شيرازى چنين بود : « اليوم : استعمال تنباكو و توتون . باى نحو كان در حكم محاربه با امام زمان است » .
رستاقى
لفظ عربى ، مأخوذ از لفظ فارسى روستا ( دهكده ) كه سابقا در اصطلاح جغرافىدانان اسلامى به ناحيهاى داراى مزارع و قريهها اطلاق مىشد .
ياقوت حموى مىگويد :
« مقصود از رستاق هر موضعى است كه در آن مزارع و قريهها باشد و اين لفظ به شهرها مانند بصره و بغداد اطلاق نمىشود و لهذا نزد ايرانيان به منزله سواد نزد اهل بغداد بوده ، و از كوه و استان اخص است . هر رستاق به چند طسوج منقسم مىشد .
رستم
پهلوان داستانهاى حماسى و ملى ايران ، از زال ( فرزند سام ) و رودابه ( دختر مهراب ، فرمانرواى كابل )