درياى خزر
بزرگترين درياچهء روى زمين كه در شمال ايران واقع است . وجه تسميه آن به خزر به مناسبت مردمانى است كه موسوم به خزر بوده و در كنار شمال غربى آن مىزيستهاند . در عهد قديم يونانيان آن را درياى كاسپين مىگفتند زيرا مردمى به نام كاسپىاى
( caspii )
در كنار غربى آن سكنى داشتند - اين دريا را درياى گرگان يا هيركانى نيز مىگفتند .
درياى گرگان - درياى خزر
دريك
نام سكه طلاى عهد داريوش اول هخامنشى . اين سكه در تمام حوزه امپراتورى و جهان باستان متداول گرديده بود و تقريبا معادل بود با وزن يك ليره طلاى انگليسى . نام سكه نقره عهد داريوش سيگلو بود .
دريگبذ
رئيس امور دربار عهد ساسانى .
دژ سميران
از قلاع الموت ، در سمت غرب خط الموت و اشكور ، دژ سميران برپا بود كه ملوك ديلم در آن حكمفرما بودند . اين دژ به شميران دژ نيز معروف بود و تختگاه كنگريان و يا مسافران به حساب مىآمد .
دستور الوزرا
كتابى تاريخى از « خواندمير » در زندگينامهء وزراى اسلام تا انقراض تيموريان .
دشت قزوين
در حدود 7000 سال قبل در دشت وسيعى كه بين قزوين و رى وجود دارد مردمى زندگى مىكردهاند كه داراى تمدن پيشرفتهاى بوده و از حفاريهايى كه در اين ناحيه به عمل آمده معلوم شده است كه ساكنان اين قسمت به خانهسازى و كشت گندم آشنايى داشتهاند .
دشتى - حسين : - خالو حسين دشتى
دقوزخاتون
همسر هلاكو خان مغول كه در 663 ه . ق . بدرود حيات گفت .
دليران تنگستان : - رئيس على دلوارى
دمرگان
رئيس هيئت باستانشناسى و حفارى كه برحسب اجازه انحصارى ، كه دولت ايران به دولت فرانسه داده بود حفريات را دنبال نمود كه از جمله حفريات مهم وى در شوش بود .
دمورگان ( ژ )
باستانشناس فرانسوى و رئيس هيئت باستان شناسى فرانسوى در شوش ( 1853 - 1924 ) .
دندانقان
شهرى در ناحيه مرو ، به فاصله ده فرسنگى جنوب غربى مرو بر جاده بين مرو و سرخس . شهرى كوچك ولى مستحكم بود . در اين محل بين سلطان مسعود اول غزنوى با سلاجقه ، جنگى روى داد و