آقاوان - آقاآن
جمع لفظ مغولى آقا
آقبوقا جلاير
آقبوقا جلاير يا « آقبوقا بهادر » ، متوفى 649 ه . ق . امير و سردار مغول ، از خاندان جلاير .
وى از ايناقها و خواص تكودار خان بود ، و بعد به گيخاتو خان ، كه دختر وى در حبالهء نكاح او بود پيوست ، و در نزد او قربت تمام يافت .
بايدو خان او را به رسانيد . امير شيخ حسن بزرگ ، معروف به شيخ حسن جلاير و حسن ايلكانى ، از نوادگان او بودند .
آقچه
كلمهء تركى به معنى « سفيد كوچك ، سفيدك » نامى است كه در دولت عثمانى به سكههاى سيمين مىدادند . اين اصطلاح پيش از آن در زمان سلجوقيان عراق در قرن پنجم رواج داشت .
آق سنقر
مكنى به ابو سعيد و معروف به اتابك آق سنقر ، متوفى به سال 487 ه . ق . امير تركنژاد و مؤسس سلسله آل زنگى و اتابكان موصل و شام و جزيره . وى در زمان سلطان محمود سلجوقى امارت بغداد يافت .
به امر سلطان ، همت به دفع صليبيها و استخلاص حلب از محاصره آنها گماشت . در بازگشت به موصل ، در مسجد جامع آن ولايت به دست فداييان اسماعيليه مقتول شد ، و پسرش عماد الدين زنگى بهجاى او نشست .
آقشاه
سردار معروف سلطان جلال الدين منكبرنى .
آققويونلو
طايفهاى تركمن در 872 ه . كه مركز آنها ، « ديار بكر » بوده و « بايندرى تركمن » هم ناميده مىشدهاند اولين كسى كه از اين طايفه مشهور گرديد « بهاء الدين قراعثمان » معروف به « قرا ايلك » است . پس از قراعثمان نوادهء او ، ابو نصر حسن بيك ، كه او را به مناسبت قامت بلندش به تركى « اوزون حسن » يعنى حسن دراز مىخواندند ، بنيانگذار سلسلهاى به نام آققويونلو گرديد . اوزون حسن پس از غلبه بر جهانشاه و كشتن ابو سعيد تيمورى شاهنشاه ايران شد . آخرين پادشاه اين سلسله « الوندبيك » است كه به دست شاه اسماعيل صفوى كشته شده و دولت آققويونلو در 920 ه . منقرض گشت .
آكيتو
( Akitu )
در آشور مانند بابل مراسم دينى شامل دعا و قربانى و نذر ، هم به صورت عمومى و هم به صورت خصوصى بود . مراسم مربوط به هر خدا را « آكيتو » مىناميدند كه عبارت از حركت دستهجمعى مردم بوده و در طى آن تنديس خدا را به پرستشگاهى مىبردند كه آن نيز آكتيو ناميده مىشد و در خارج از شهر قرار داشت .
آكيناكس
( Akinakes )
خنجر كوتاه سكاها .