تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
خواجه حافظ شيرازى داشته مربوط به همين دوران است . جهان خاتون در مقدمه‌اى كه بر ديوان خود ( كه زير نظرش نگاشته و تنظيم مىشد ) نوشته انگيزه‌اش را از سرودن شعر چنين بيان مىكند : « اين ضعيفه ، جهان بنت مسعود شاه گاه‌گاه قطعه‌اى براى مشغولى خاطر املا مىكرد ولى به علت قلّت و ندرت مخدّرات و خواتين عجم در اين امر ، تقليد اين عمل را نقص مىپنداشت ولى بعد از آن چون معلوم شد كه خيلى از خواتين بزرگ عرب و عجم متقلد اين عمل بوده‌اند ، مانند پادشاه خاتون و قتلغشاه خاتون ، او نيز بدانان تشبّه جست . » با پايان كار خاندان اينجو ( 758 ق . ) دوران خوشبختى او نيز به‌سر آمد . چنان كه از قطعه‌اى از شعرش برمىآيد در كنج مدرسه‌اى خراب در عين درويشى ، بىكسى و مسكينى زندگى مىكرده اما در همان حال از آزار مخالفانش آسوده نبوده است .

جهان خاتون

دختر سلطان مسعود شاه اينجو از اهالى شيراز .

جهانشاه

ابو المظفر جهانشاه از بزرگترين پادشاهان قراقويونلو كه پس از مرگ شاهرخ همهء ايران را در تصرف خود درآورد و تنها خراسان را براى سلطان « ابو سعيد تيمورى » باقى گذاشت . وى در سال 844 گرجيان را شكست داد و عراق عرب را از دست برادران خويش بگرفت . چون انديشهء جهانگيرى او را راحت نمىگذاشت ، به فكر تسخير دياربكر كه در تصرف اوزون حسن بايندرى امير آق‌قويونلو بود افتاد و جان خود را در اين لشكركشى از دست داد و در سال 872 در آسياى صغير كشته شد . پس از وى پسرش حسنعلى ميرزا كه از طرف پدر محبوس بود ، به سلطنت نشست و سرانجام به دست پادشاهان آق‌قويونلو برافتاد و سلسلهء قراقويونلو منقرض گشت .

جهانگشاى نادرى

تأليف ميرزا مهدى خان استرآبادى ، منشى دربار نادر شاه افشار كه به رويدادهاى دورهء نادرى پرداخته است .

جى - اردشير : - اردشير جى

جيحون

از رودهاى بزرگ ايران كه در قديم آن را « وخش » مىناميدند آمودريا نام دارد . از كوههاى پامير سرچشمه گرفته به درياچه آرال يا وخش يا درياى خوارزم مىريزد . اين رود در زمان اسكندر به درياى خزر مىريخته و كشتيهاى تجارتى از جيحون به درياى مزبور و از اين راه به رود « كورا » يا « كوروش » در قفقاز يكى از دو بازوبند زرنشان از گنجينه جيحون قرن پنجم ق . م .