دار الفنون آورده و آنها را استخدام كرده بود .
پوليس
مجمع ملى مركب از افراد متساوى الحقوق جامعه و شوراى انتخابى شهر و دادرسان انتخابى در شهرهاى سلوكى .
پونت
كشورى در قسمت شمالى آسياى كوچك كه در زمان داريوش بزرگ يك ساتراپى بوده است .
پونتياهيپون
( Pontia - Hippon )
صاحب اسبها .
پهلوان حسن دامغانى
پهلوان حسن دامغانى از فرمانروايان دولت سربداران .
پهلوها
شعبهاى از پارتها بودند كه در مشرق ايران در حوزهء هيرمند و سيستان پراكنده بودند ، و در زمانى كه سكاها وارد سكستان يا سجستان « سيستان » شدند ، با آنان متحد گرديدند ، و قومى به نام قوم سكايى و پارتى يا سيت و پارت تشكيل دادند و چون پارتها را پهلو نيز مىگفتند از اينرو معروف به خاندان و سلسلهء « پهلوها » شدند . اين قوم از قرن اول قبل از ميلاد در سيستان تشكيل حكومت دادند . پس از دولت هندوسكايى ، نوبت به دولت « پهلوها » مىرسد ، كه از اختلاط پارتها و سكاييها پديد آمده بودند و « وننس »
( Vonones )
نامى كه يكى از رؤساى پارتى در سيستان بود به تشكيل سلطنت مستقلى پرداخت .
پهلوى زبان
از زبانهاى متروك ايرانى ، از ريشه هند و اروپايى كه دنبالهء فارسى باستان ( فارسى هخامنشى ) به شمار مىرود ، و فارسى كنونى نتيجهء آن است . زبان پهلوى ، كه به اصطلاح دقيقتر فارسى ميانه نيز خوانده مىشود ، اصلا متعلق به فارسى است ، در زمان ساسانيان زبان رسمى ايران بوده و پس از استقرار اسلام در ايران به صورت فارسى كنونى درآمده . از زبانهاى پهلوى بيش از همهء زبانهاى ايرانى ميانه آثارى به جا مانده است . اين آثار شامل كتيبههاى ساسانى ، عبارات سكهها و ظروف مىباشد .
پهلوى - احمد رضا : - احمد رضا پهلوى
پهلوى - اشرف : - اشرف پهلوى
پهلوى اشكانى
زبان رسمى دربار پارت بوده كه با خطى از الفباى آرامى نوشته مىشده است .
پهلوى - حميد رضا : - حميد رضا پهلوى
پهلوى - رضا : - رضا خان
پهلوى ساسانى
از زبانهاى متداول و رسمى ساسانيان به شمار مىرفته است كه در جنوب غربى ايران رواج داشت .