تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
دار الفنون آورده و آنها را استخدام كرده بود .

پوليس

مجمع ملى مركب از افراد متساوى الحقوق جامعه و شوراى انتخابى شهر و دادرسان انتخابى در شهرهاى سلوكى .

پونت

كشورى در قسمت شمالى آسياى كوچك كه در زمان داريوش بزرگ يك ساتراپى بوده است .
پونتياهيپون
( Pontia - Hippon )
صاحب اسبها .

پهلوان حسن دامغانى

پهلوان حسن دامغانى از فرمانروايان دولت سربداران .

پهلوها

شعبه‌اى از پارتها بودند كه در مشرق ايران در حوزهء هيرمند و سيستان پراكنده بودند ، و در زمانى كه سكاها وارد سكستان يا سجستان « سيستان » شدند ، با آنان متحد گرديدند ، و قومى به نام قوم سكايى و پارتى يا سيت و پارت تشكيل دادند و چون پارتها را پهلو نيز مىگفتند از اين‌رو معروف به خاندان و سلسلهء « پهلوها » شدند . اين قوم از قرن اول قبل از ميلاد در سيستان تشكيل حكومت دادند . پس از دولت هندوسكايى ، نوبت به دولت « پهلوها » مىرسد ، كه از اختلاط پارتها و سكاييها پديد آمده بودند و « وننس »
( Vonones )
نامى كه يكى از رؤساى پارتى در سيستان بود به تشكيل سلطنت مستقلى پرداخت .

پهلوى زبان

از زبانهاى متروك ايرانى ، از ريشه هند و اروپايى كه دنبالهء فارسى باستان ( فارسى هخامنشى ) به شمار مىرود ، و فارسى كنونى نتيجهء آن است . زبان پهلوى ، كه به اصطلاح دقيقتر فارسى ميانه نيز خوانده مىشود ، اصلا متعلق به فارسى است ، در زمان ساسانيان زبان رسمى ايران بوده و پس از استقرار اسلام در ايران به صورت فارسى كنونى درآمده . از زبانهاى پهلوى بيش از همهء زبانهاى ايرانى ميانه آثارى به جا مانده است . اين آثار شامل كتيبه‌هاى ساسانى ، عبارات سكه‌ها و ظروف مىباشد .

پهلوى - احمد رضا : - احمد رضا پهلوى

پهلوى - اشرف : - اشرف پهلوى

پهلوى اشكانى

زبان رسمى دربار پارت بوده كه با خطى از الفباى آرامى نوشته مىشده است .

پهلوى - حميد رضا : - حميد رضا پهلوى

پهلوى - رضا : - رضا خان

پهلوى ساسانى

از زبانهاى متداول و رسمى ساسانيان به شمار مىرفته است كه در جنوب غربى ايران رواج داشت .