تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

بهاء الدين ديلمى

متوفى 403 ه . ق . پادشاه ( 379 - 403 ه . ق . ) سلسلهء آل بويه ؛ پسر عضد الدولهء ديلمى . وى بعد از برادر خويش شرف الدولهء ديلمى در بغداد به سلطنت نشست . و پس از وفات صمصام الدولهء ديلمى بر اهواز نيز دست يافت . عاقبت فارس را نيز از فرزندان عز الدولهء ديلمى باز گرفت . وى در ارجال فارس به بيمارى صرع درگذشت ، و جنازه‌اش را بنا به وصيت خودش به نجف بردند .

بهاء الدين زكريا

از مشايخ صوفيه ، و از خلفاى مشهور شيخ شهاب الدين سهروردى و مؤسس طريقهء سهروديه در هند .

بهاء الدين سام اول

از امراء و سلاطين آل شنسب در ولايت غور ؛ پسر عز الدين حسين غورى و برادر قطب الدين محمد غورى . چون قطب الدين محمد فيروزكوه درگذشت به غزنين رفت ، بهاء الدين سام به فيروزكوه آمده به امارت نشست ( 544 ه . ق . ) بعد از واقعهء قتل برادرش سيف الدين سورى ، وى غور و فيروزكوه را به برادر ديگر خويش علاء الدين جهانسوز سپرده ، به قصد انتقام ، لشكر به جانب غزنين برد ، اما در راه از شدت اندوه و تأثرى كه از واقعهء سيف الدوله سورى بر او دست داده بود ، وفات يافت .

بهاء الدين سام دوم

متوفى 602 ه . ق . از امرا و سلاطين آل شنسب در ولايت طخارستان ، پسر شمس الدين محمد غورى بعد از وفات پدر ، در باميان به حكومت نشست ( 588 ه . ق . ) و مدت 14 سال سلطنت كرد .

بهاء الدين سام سوم

از امرا و ملوك سلسلهء آل شنسب در ولايت غور . پسر سلطان غياث الدين محمود غورى . بعد از كشته شدن پدر ، در سن 14 سالگى به حكومت نشست و قاتلان پدر را به دست آورده به كيفر رساند . اما با مخالفت علاء الدين اتسز ، پسر عم خويش ، مواجه شد كه به كمك لشكر خوارزم به تسخير فيروزكوه آمد . در جنگى كه روى داد ، علاء الدين غالب گشت و بهاء الدين سام مغلوب و گرفتار شد . او را به خوارزم بردند ، و آنجا مقارن فتنهء مغول ظاهرا به امر تركان خاتون مادر سلطان محمد در جيحون غرق گشت .

بهبهانى

سيد عبد الله مجتهد بهبهانى از پيشوايان بزرگ مشروطيت ، پسر سيد اسماعيل مجتهد بهبهانى بوده . سيد عبد الله در سال 1262 ه . ق . در نجف متولد و از شاگردان حوزهء درس مرحوم حاج ميرزا حسن شيرازى مىباشد . پيش از مشروطيت جزء محترمين پايتخت بود و در حل و عقد امورات تسلطى كامل داشت . در آغاز كار ظاهرا به سبب خصومت با عين الدوله در تقويت مخالفان او كه مشروطه‌خواهان بودند كوشيد و سپس اندك‌اندك با افكار و مقاصد مشروطه‌طلبان همدست و همداستان گشت . در واقعهء به توپ بستن مجلس آقا سيد عبد الله دستگير و تبعيد شد و پس از فتح تهران به دست مجاهدين ديگربار به تهران مراجعت كرد و سرانجام در خانهء خود به دست اشخاص ناشناسى مقتول شد .