گذشتند و به سوى جنوب شرقى روى كردند و به خاك مانا وارد شدند . پادشاه مانا به نام « اولكى » به كوهستان گريخت . آشوريان دهكدههاى خالى را متصرف شدند و دامهاى بسيار غنيمت گرفتند . در همين زمان « شهر شاهى » ماناييان ، كه در اينجا زيرت
( Zirta )
ناميده شده به دست آشوريان غارت شد .
ايسيدور خاراكسى
( Isidore decharax )
مورخ يونانى در قرن اول پيش از ميلاد كه كتابى درباره هجده ايالت پارتى به نام « استاتمس پارتيك » نوشته و در آن شهرهاى كشور اشكانى را شرح داده است . او را از اهل خاراكس دانستهاند .
ايشپاكاى
( Ichpakai )
رئيس قبيلهاى از سكاها كه متحد ماناها شد ( قرن 7 پ . م . ) و در ضمن جنگى با آشورىها كشته شد . مىگويند ايشپاكاى در اصل اسپاكا ( اسبسوار ) بوده است يا اسپاكا يا مشتق از اسپاكا .
ايشپوينى
( Ishpuini )
شاه اورارتو ( 824 - 816 پ . م . ) .
ايشتار
الههء بزرگ دين سومر و اكد به سومرى « ايناننا »
وى الههء جنگ و الههء مادر بود و در كشور بابل و آشور ، او را حربه به دست و سوار بر شير مجسم مىكردند . پرستش ايشتار در شرق نزديك رواج عام داشت ، و در همهء ادوار تاريخ آشور و بابل مورد ستايش سلاطين بود .
ايشتوويگو
فرزند « هوخشتره » از پادشاهان ماد كه در سال 550 ق . م . در اثر حملات كوروش هخامنشى شكست خورد و اين شكست منجر به سقوط دولت ماد گرديد .
ايشنى كرب
پروردگار ايلامى .
ايشيك آقاسى
از مناصب دورهء صفوى ، افشارى و زنديه كه در عهد قاجار نيز وجود داشته است . وظايف وى در هر دوره معمولا در سمت رياست تشريفات و انتظامات خلاصه مىشده است .
ايل - ال
به معنى تابع ، زيردست . مانند : « دولت ايلخانان در ايران » كه به معنى تابع خان بزرگ است . لغت تركى يا اويغورى ، به معنى صلح و انقياد ، قوم ، طايفه ، ملت ، رعيت و تابع و منقاد و مردم و اهل شهر يا ولايتى . اين لغت از عهد مغول در تاريخ ايران مكرر به صورت مفرد و در تركيبات به كار رفته و ايلى به معنى انقياد و متابعت نيز استعمال شده است .
ايل ارسلان
متوفى به سال 568 ه . ق . پادشاه ( 552 - 568 ه . ق . ) سلسلهء خوارزمشاهيان ؛ پسر اتسز . از جند به خوارزم آمده ختاى خان را مغلوب كرد و خود جاى پدر را گرفت . خراسان و ماوراء النهر را گرفت و در اواخر عمر لشكر او با قراختاييان جنگ كرد و شكست خورد . پس از وفات او ، پسرش سلطانشاه در