اندرز آذرپاد مار سپندان
رسالهاى به زبان پهلوى ، در پند و اندرز آذربد مهرسپندان به فرزندان خود .
اندرز اوشتر داناك
رسالهاى اخلاقى به زبان پهلوى كه ظاهرا در حدود 1600 كلمه است .
اندرز بذ
در عهد ساسانى آموزگار را مىگفتند .
اندرز خسرو كواتان
رسالهاى به زبان پهلوى ، در پند و اندرزهاى منسوب به خسرو انوشيروان پسر قباد ، پادشاه ساسانى .
اندرزگر
در عهد ساسانى مشاور را مىگفتند .
اندرزنامه
از جمله رسالههايى كه به زبان پهلوى باقى مانده رسالهاى چند است به عنوان اندرزنامه ، هريك مشتمل بر حكم و پند و اندرز و دستورهاى اخلاقى و دينى و متعلق به دورهء ساسانيان مىباشد .
انديمانكاران
از تشكيلات ادارى عصر ساسانى ، به معنى رئيس تشريفات .
انزان - انشان : - عيلام
انزان سوسونكا
اهالى عيلام دولت خود را بدين نام مىناميدند .
انزانى
قديمترين زبان اهالى عيلام كه در سه هزار سال ق . م . متروك شده است . نيز - عيلامى ، زبان
انسان پيش از تاريخ ( ايران )
عهدى كه آن را مىتوان بين 000 ، 10 تا 000 ، 15 سال ق . م . قرار داد . در اين عهد انسان پيش از تاريخ در نجد ايران مىزيست و در سوراخهايى كه در جوانب پر درخت كوهها حفر مىشد و به وسيلهء شاخههاى درختان مستقف مىگرديد ، زندگى مىكرد و يا غالبا يكى از غارها يا پناهگاههاى سنگى متعدد را كه اغلب آنها عبارت از بستر زيرزمينى رودهاى كهن بود اشغال مىنمود .
انشان
شهرى معتبر كه پيش از هخامنشيان از پايتختهاى عيلام به شمار مىرفت . اين شهر در ابتداى سلطنت كوروش دوم و اسلاف او مدتى پايتخت بود و پس از تصرف هگمتانه و بابل از رونق افتاد و مركزيت خود را از دست داد . كوروش بزرگ هنگامى كه در سال 539 ق . م . قدم به بابل نهاد خود را « شاه آنشان » پسر كمبوجيه ، شاه ( شهر ) انشان ، نوهء كوروش ، شاه بزرگ ، شاه ( شهر ) آنشان ، نبيرهء « چيشپيش » شاه بزرگ ، شاه ( شهر ) آنشان خوانده است .
آنشان باستان ، تل مليان امروزى در بلوك بيضاى فارس است .