اشك بيست و چهارم
خسرو ( 109 - 130 م . ) در زمان او پس از صلح پنجاه ساله ، جنگ جديدى بين ايران و روم بر سر ارمنستان درگرفت .
اشك بيست و دوم
بلاش اول ( 54 - 78 م . ) وى پس از جلوس بر تخت سلطنت به ارمنستان لشكر كشيد و برادر خود تيرداد را به حكومت آنجا برگزيد . بلاش نخستين پادشاه اشكانى است كه در ترويج دين زرتشتى و رسوم ايرانى كوشش مىكرده است . در پشت سكههاى وى نقش آتشگاهى با يك تن موبد ديده مىشود . تا زمان او سكههاى اشكانى به خط و زبان يونانى بود و اين نخستينبار است كه سكه با الفباى پهلوى ضرب مىشود . بنا به روايات زرتشتى در زمان همين پادشاه بود كه اوستاى پراكنده گردآورى شد . پس از بلاش اول شاهزادهاى به نام پاكور كه او را پاكور دوم نوشتهاند ، بر تخت نشست و تا 109 م . سلطنت كرد .
اشك بيست و هشتم و بيست و نهم
پس از مرگ بلاش چهارم دو پسر او بلاش پنجم مدعى سلطنت شدند . اين دو برادر مدتها سلطنت شدند . اين دو برادر مدتها با يكديگر در جنگ و ستيز بودند تا اينكه اردوان پنجم در 216 م . بر تخت نشست .
وى آخرين پادشاه اشكانى است .
اشك بيست و هفتم
بلاش چهارم ( 191 - 208 م . ) پس از پدر بر تخت نشست . او از اختلافات بين سرداران روم استفاده كرده بعضى از سرزمينهايى را كه در زمان پدرش روميان از ايران گرفته بودند ، اشغال كردند . اما پس از اينكه « سپتيموس » قدرت را در دست گرفت و به امپراتورى روم رسيد در 195 م . از فرات گذشت ، شهر نصبيين و سلوكيه را تسخير كرد و سپس در سال 197 م .
تيسفون را باوجود مقاومت پارتيها تصرف نمود و قريب صدهزار تن از زنان و كودكان را به اسارت برد .
اما از عهدهء تسخير شهر الحضر برنيامد و ناچار به عقبنشينى شد . پس از بازگشت روميان شهرهاى يغمازدهء سلوكيه و بابل و تيسفون بار ديگر به دست بلاش افتاد .
اشك بيست و يكم - ونونهء دوم
پس از مرگ گودرز ، بزرگان ايران « ونونه دوم » را كه برادر اردوان و در ماد حكومت مىكرد به پادشاهى خواندند .
اشك پانزدهم
فرهاد پنجم ( 2 ق . م . 4 ميلادى ) . وى با مادرش مويزا مشتركا بر تخت سلطنت نشستند . ايرانيان چون از وى ناراضى بودند وى را بكشند .
اشك پانزدهم
فرهاد سوم ( 67 - 60 ق . م . ) پس از مرگ سنتروك بر تخت نشست . وى با روم مناسباتى نيكو داشت . وى توسط دو پسرش مهرداد و ارد مسموم گرديد .
اشك پنجم
فرهاد اول ( 181 - 174 ق . م . ) . پس از اشك چهارم بر تخت نشست و تپورستان را بگرفت و قوم « مارد » را كه در محل تنكابن كنونى مسكن داشتند