ناورد ( 58 ) ، نبرد ، جنگ ، مبارزه . ( برهان قاطع )
نجاح ( 109 ) ، پيروز شدن ، كامياب گشتن . ( لغتنامه )
نداوت . ( 288 ) ، شاداب بودن . ( معين )
نزيل ( 8 ) ، فرود آمده ، مقيم ، مهمان . ( لغتنامه )
نسر طاير ( 85 ) ، شكلى است بر فلك به صورت كركسى كه پر آن به جانب شمال از منطقة البروج باشد ، و آن را عقاب نيز گويند . ( غياث )
نضرت ( 80 ) ، تازگى ، شادابى . ( آنندراج )
نطاق ( 1 ) ، كمربند ، ميانبند مردان . ( آنندراج )
نفحه ( 128 ) ، وزيدن باد . ( آنندراج )
نفيرچى ( 84 ) ، شيپورچى . ( آنندراج )
نقرات ( 177 ) ، جمع نقره ، نغمات ، نغمات مركبند از نقرات و ايقاعات . ( لغتنامه )
نقيه ( 66 ) ، ضعف حال ، صاحب نقاهت . ( لغتنامه )
نكال ( 52 ) ، عذاب كردن ، شكنجه سخت . ( معين )
نيزهء خطّى ( 127 ) ، نيزهاى كه در بحرين ساخته مىشد . نيزه بسيار راست . در مصطلحات به معنى نيزهاى كه منسوب به خطّ است كه نام موضعى است در يمامه كه در آنجا نيزهء خوب پيدا مىشود و بعضى گويند كه به آنجا از جاى ديگر آورده مىفروشند . ( لغتنامه )
نائبه ( 199 ) ، حوادث ، مصايب . ( آنندراج )
نائمين ( 177 ) ، جمع نايم ، خوابيده . ( لغتنامه )
و
والاد ( 362 ) ، سقف ، پوشش خانه ، ديوار . ( ناظم الاطبّاء )
وتيره ( 228 ) ، شيوه ، سبك . ( لغتنامه )
وثاق ( 94 ) ، خيمه ، خرگاه ، اطاق ، خانه . ( معين )