واژهنامه
آ - الف
آبنوس ، ( 227 ) چوب سياه سخت سنگين گرانبها ، در هند و نواحى معتدل رويد . ( معين )
آثام ( 57 ) ، جمع اثم گناهها . ( معين )
آس ( 354 ) ، حيوانى است كه پوست و مويى نرم دارد و از آن پوستين كنند و نوك دم آن سياه است . قاقم . ( لغتنامه )
آسنى ( 397 ) ، از متن پيدا است كه گونهاى از نوع پوشش است . در ديوان البسه از نظام الدين قارى كلمهء « آسى » به معنى گونهاى از پشم و تكّهاى از پوست پشمدار است كه با آن پوستين مىدوختند .
آغروق ( 376 ) ، - آغرق - اغرق - باروبنه ، احمال و اثقال . ( معين )
آل - كرنگ ( 322 ) ، سرخ كمرنگ ، سرخ ( معين )
آوجى ( 369 ) ، شكارچى ، صياد ( لغتنامه )
برايركوب ( 151 ) : ظاهرا به معنى كوبندهء راهها
ابرش ( 123 ) اسبى كه بر اعضاى آن نقطهها باشد . ( آنندراج )
ابره ( 397 ) - آوره ، افره ، توى ، زبرين قبا و كلاه مانند آن ، تاى رويين از جامه . ( لغتنامه )
ابلق ( 102 ) ، دو رنگ ، سياه و سفيد . ( معين )