به دست نهاد » . ( نك : لبّ التواريخ ، ص 240 ؛ تاريخ ايلچى نظامشاه ، ص 5 )
ص 83 « تيرماهى »
يك
( 29 ) ى از معانى كلمهء « تير » در قديم مطلق فصل پاييز و احيانا به معنى آغاز آن فصل است و به اين معنى در لغتنامهها و نظم و نثر قديم بسيار آمده است .
در مقدمة الادب زمخشرى كلمهء « مهرجان » كه مرادف « مهرگان » است به « پاييز ، وقت خزان ، تيرماه » تفسير شده . در لغت فرس اسدى نيز يكى از معانى تير به فصل خزان آمده است .
عنصرى مىگويد :
اگر به تير مه از جامه بيش بايد تير * چرا برهنه شود بوستان چو آيد تير
( ديوان - 64 )
امير معزّى گفته است :
كنون كه خور به ترازو رسيد و آمد تير * شدند راست شب و روز چون ترازو تير
( ديوان - 233 )
حاصل كلام اينكه ، « تيرماه » در عرف شعرا و ادبا و نويسندگان قديم به معنى فصل خزان و پاييز بسيار به كار رفته است به خصوص تيرماه تابستانى .
شايد استعمال « تير » و « تيرماه » در معنى فصل خزان يادگار باقى ماندهء نوعى از گاهشمارى قديم ايران باشد كه تحويل سال را از اول تابستان مىگرفتند . اتفاقا در سال خراج زمان متوكّل و معتضد عباسى نيز منظور همان بود كه مبدأ سال يعنى فروردينماه را با اول تابستان منطبق كنند . ( التفهيم ، ص 700 )
ص 122 شابران
( 30 ) در دامنههاى شمال شرقى شاخهء جنوب شرقى رشته كوههاى قفقاز سرزمينى بسيار حاصلخيز قرار دارد كه رودهاى ناحيهء قبه امروزى و رود سمور ( سمّور ) آن را مشروب مىسازند . در