مىكشيدند فرقهفرقه رخصت حرب مىيافتند و به هيأت اجتماعى كه فتح مبين وابستهء شكست ايشان است به ميدان محاربه نمىشتافتند . حضرت شاه دينپناه را در بيرون آوردن ايشان از آن قلعهء خيالى صواب بر ضمير خورشيد تاب جلوهگر گشت ، چنانچه در طىّ اين سر سخن سمت گزارش مىيابد .
مثنويّه
چو حصن حصين آيد اندر نظر * كه تيغ و سنان بايدش كارگر
كشد سوى تدبير رأى خبير * كه تدبير دلكشتر از تيغ و تير
به تيغى كه از كين شود آخته * ز يك تن شود مدّعا ساخته
ز تقدير تدبير چون جان گرفت * جهانى به تدبير بتوان گرفت
ز تدبير شه عالمآباد باد * سراسر ز احسان او شاد باد
ز بعدش بر اولاد و آل عظام * فلك ياور و بخت و دولت مدام
زورآزمايى كردن سرپنجهء دولت خسرو گيتىستان در مرو شاهجان با كوكب طالع محمد شيبانى خان و ظفر يافتن به عون مهيمن منّان
[ 429 ] قادر بر كمال تعالى سلطانه عن وصمة الزوال و تقدّس ملكه عن شايبة النقصان و الانتقال كه طغراى مثال واجب الامتثالش فحواى
« لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ »
« 1 »
« يُحيِي وَ يُمِيتُ »
« 2 » است ، هرگاه به اقتضاى ارادهء ازلى خواهد كه به وصف
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
« 3 » جلوهء ظهور نمايد خطاب
« إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ »
« 4 » را نقش نگين فرمانروايى يكى از
هامش
( 1 ) . تغابن ( 64 ) آيهء 1 . « فرمانروايى از آن اوست و حمد سزاوار اوست » .
( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 56 . « زنده مىكند و مىميراند » .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 26 . « به هركه بخواهى ملك مىدهى » .
( 4 ) . ص ( 38 ) آيهء 26 . « ما تو را خليفهء روى زمين گردانيديم » .