پاىمردى خرك از خندق گذشته مضمون اين رباعى مشهور را كه :
رباعيه
شهرى كه در آن فرض شدى نافلها * وز هر طرفى جمع شدى قافلها
تفسير إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ « 1 » كرد * در يك دو نفس عالِيَها سافِلَها « 2 »
به نوك قلم شكستهرقم متين بر كتابهء بروجش نگاشتند و به موجب حكم واجب الاطاعت اساس بامناعتش را از هم كندند و رخنهها در سدّ بنيان فلكنشانش افكندند . كلك تقدير كه روزنامچهء كميت رزقه و اجله رقمزدهء حكم بىتغيير اوست ، نامهء اعمال آن فرقهء ضلال را به عنوان
« إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ »
« 3 » معنون ساخت و نسخهء ارزاق و آجال آن گروه و بال را به خاتمهء
« وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها »
« 4 » مهر كرده بنيان امانى و آمال ايشان را از پاى درانداخت « 5 » . در اين اثناء ، عالىجناب نقابت قباب امير ظهير الدّين عبد الباقى ولد رشيد و خلف صدق حضرت هدايت رتبت امير نعيم الدّين نعمة اللّه ثانى نبيرهء حضرت شاه نعمة اللّه ولى ، كه آن حضرت از مشاهير اولياى كرام و اكابر نقباى عظاماند و سلسله نسب و نسبت ايشان در نسبت و حسب در ميانهء صيرفيان بازار علم و ادب نمودار سلسلة الذهب و امروز خاندان مبارك و دودمان متبرّك ايشان و منتسبان ايشان در هر ديار و بلاد قبلهگاه رشد و ارشاد است و با اين همه نخل قامت آن عالىجناب نهالى بود از سرزمين
« وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ »
« 6 » خاسته و در جويبار مالامال فضل و كمال
« كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ [ 301 ] وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ »
« 7 » به ازهار و اثمار معالى و افضال آراسته از مضيق آن بلد خود را به هدايت خالق
« لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء اوّل از سورهء 99 است .
( 2 ) . اشاره به آيهء 82 از سورهء 11 است .
( 3 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 6 . « خدا از همهء جهانيان بىنياز است » .
( 4 ) . الاسراء ( 17 ) ، آيهء 58 . « هيچ قريهاى نباشد مگر اينكه هلاكش كنيم » .
( 5 ) . جهانآرا ، ص 269 : « شهر را بعد از بيست روز فتح نمودند » .
( 6 ) . اعراف ( 7 ) ، آيهء 58 . « و سرزمين خوب گياهش به فرمان پروردگارش مىرويد » .
( 7 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 24 . « چون درختى پاك است كه ريشهاش در زمين استوار و شاخههايش در آسمان است » .