أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ »
« 1 » از تحرّك پرچم علم غازيان كه به مهر اقبال معلم بود پديدار گشت . و عثمان بيك سركردهء آن لشكر بىسر به قيد اسار گرفتار آمد . پيرى بيك قجار ، عثمان بيك را با غنايمى كه غازيان را فتوح روزگار شده بود به اردوى رسانيد و شاه بافراست ، عثمان را عرضهء تيغ سياست گردانيد . نكتهدانان رموز دقايق و گنج نامهخوانان كنوز حقايق از اسرار « الفاتحة امّ الكتاب » نامهء فتح را [ 205 ] اوراق الويه شاهى خواندند و دعاى :
نظم
و حيث اتّجهتم ساعدتكم سلامة * و يرعيكم الرّحمن من كلّ جانب « 2 »
نداى اخلاص مصون از اخلال و تباهى بر زبان راندند .
مثنوى
كه هست اين شهنشاه فيروزبخت * ز سر تا به پا لايق تاج و تخت
سپاهش ز راه جهاد و غزا * به فتحاند قابل به نصرت سزا
اگر دشمنش رو نهد سوى شرق * كند رخنهها تيغ قهرش به فرق
به مغرب زمين چون كشد * شفق در دمش جامه در خون كشد
مددكار اين لشكر آمد يقين * به عون خدا آسمان و زمين
خدايا تو اين شاه با دين و داد * كه دينپرورى مىكند در جهاد
ز عدلش چو دادى لباس از نخست * ز خيط بقا كن قبايش درست
كه بردارد از چهرهء روزگار * شعارى كه دين را نيامد به كار
محاربه و شكست الوند به خطّهء تبريز فردوسمانند
قلم صفحهآراى كه بلبل نواساز بوستان معانى و كلك داستانسراى كه نغمهپرداز
هامش
( 1 ) . قمر ( 54 ) ، آيهء 50 . « فرمان ما تنها يك فرمان است آن هم چشم برهم زدنى است » .
( 2 ) . ترجمه : هرجا كه روى آوريد آرامشى شما را يارى مىكند و پروردگار مهربان از هر سو شما را رعايت مىكند .