گفتار در ييلاق فرمودن شاه همايونسايه با عساكر غزاپيرايه در موضع بلندپايهء ساروقايه
چون هواى فرحفزاى موضع ساروقايه از غبارانگيزى ابلق گردون پايهء آن حضرت عنبر بيز گشت ، همّت عالىنهمت همايون چند روزه در آن مقام خيال عزيمت نموده از عزم عزيمت بگذشت ، چه آن موضعى است كه هوايش چون نسيم عنبر شميم بهشت مفرّح دل و مروّح جان است و آبش چون سلسبيل بىعديل جنّتپيرايهء حيات ابد [ 127 ] سرمايهء عمر جاودانغبارش كحل الجواهر اعيان اهل بصر و رياحين خضرت آثارش پيرامون چشمهها چون مژگان خوبان باهم برابر .
مثنوى
آب او از لطافت آب حيات * ليك خالى ز محنت ظلمات
سبزهاش تا به غايتى دلخواه * كه از آن رشك برد مهر گياه
آن چنانش هوا لطيفاثر * كز بقا داده چون بهشت خبر
چمن آسمانگون پيرهنش خضروار از فيض آب حيات سبزپوش و نهالهاى پيرامنش جوانان خوشقد به دل زنده و به زبان خاموش ، انهارش چون بحر طويل روانبخش و موزون و چون هادى طريق هدى
« أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى »
« 1 » راهنمون سلسلهء موج ، آبش سوداييان وادى محبّت را زنجير و غنچهء گل سورى دور از هوايش خونين جگر و دلگير ، دولتخانهء شاهى در ميان انواع گلهاى ملوّن چون بدن اهل حسن به لباسهاى رنگين مزيّن .
مثنوى
زمينى چون بهشت عنبرين پاك * سپهرى ليك در معمورهء خاك
هامش
( 1 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 15 . « نهرهايى از عسل مصفّا » .