در تنگ خلار باز آب در جدول افتاده ، از صحراى گلستان و گويم حومه شيراز گذشته در نهر اعظم شيراز با آب چشمهء جوشك و آبهاى قناتهاى قصر قمشه آميخته ، وارد جلگاء شيراز گشته ، بساتين و زراعت نزديك شهر شيراز را سيراب مىداشت و سالها اين قنات و اين جدول از خاك و خاشاك انباشته بود و در سال 1263 و 4 [ 126 ] به فرمان پادشاه اسلاميان پناه ، محمد شاه قاجار طاب ثراه و جناب حسين خان نظام الدوله مراغهاى والى مملكت فارس ، جداول را پاك و قنات را تنقيه فرمود و آب شش پير را وارد شهر شيراز نمود و سالى نگذشت كه شاهنشاه ايران به روضه رضوان خراميد ، پس از آن كسى اعتنائى به اين آب كه خيرات جاريه بود نكرده ، عود به ما كان نمود .
چشمهء شمس الدين : از بلوك سرحد شش ناحيه ، نيم فرسخ مغربى « خان ميرزا » است .
چشمهء شهيدان : از بلوك دزكردى به مسافت كمى شمال قريه چركس است .
چشمهء شير خان : از بلوك ارسنجان ، نزديك قريه خبريز برخاسته است .
چشمهء شيرين : از بلوك سرحد چهار دانگه نزديك « خسرو شيرين » است .
چشمهء صفا : از بلوك كوه مره شكفت نزديك « كوديان » برخاسته است .
چشمهء غورهدان : از بلوك بيضا مغربى « ايا سبحان » است .
چشمهء فين : از ناحيه فين بلوك سبعه از نزديكى قريه فين برخاسته است ، آبش شيرين و گوارا و گرم و بر سر اين چشمه حجره ساخته و مانند بينه حمام ، كرياسى دارد كه مردمان آن سامان در زمستان و تابستان تنشوئى كنند .
چشمهء قنب آتشكدهء فسا : نيم فرسخ مغربى قريه تنگ كرم است . در پيرامون اين قنب خانهها و ايوانها و كرياسها داشته كه اكنون جز پشتههاى بر هم ريخته از سنگهاى تراشيده ، و نيم تراش باقى نمانده است و آبى شيرين و گوارا نزديك به پنج شش آسياب گردان دارد .
چشمهء قنب آتشكده فيروز آباد : از نزديكى قريه گيلك برخاسته و در پيرامن آن چندين دست عمارت عالى است ، تمام آنها از سنگ و گچ خالص ساختهاند فمنها قائم و حصيد يعنى بعضى از آنها تاكنون بر پا و ايستاده و بعضى افتاده است و معنى « قنب » در اول عنوان چشمهها گفته شد .
چشمهء قنب قلات خار ارسنجان : ميانه قريه قلات خار و قصبه ارسنجان است .
چشمهء قهرى : بلوك اصطهبانات به مسافت كمى جنوبى قصبه اصطهبانات است .
چشمهء قيرى : از ناحيه حومه بهبهان بلوك كوهگيلويه از نزديكى قريه كيكاوس برخاسته ، چندين سنگ آسيابگردان آب ناگوار شيرين دارد و نزديك به دو قامت گودى آن است و در سال چندين خروار قير از پايان اين چشمه درآورند كه مردى زورمند با منتيلى گران غوص كرده ، منتيل را به سختى بر تخته قير كه در پايان چشمه است زده ، در هر غوصى نزديك به بارى قير شكسته بر روى آب آيد .
چشمهء كان زرد : از ناحيه دشمن زيارى بلوك ممسنى ، از 2 فرسخ جنوبى « ده بوا » برخاسته است .
چشمهء گچينه : از ناحيه رستم بلوك ممسنى از « دشت روم » برخاسته است .
چشمهء كراچ : از بلوك كوه مره شكفت از قريه « كراچ » برخاسته است .
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1596
مساهمون: ميرزا حسن حسينى فسايى
ص١٥٩٦