مغو : همان بندر مغو است .
مقام : 16 فرسخ بيشتر مغربى « چارك » است .
نخل مير : 2 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « چارك » است .
نخيلو : همان بندر نخيلو است .
ناحيه فومستان از لارستان : « فوم » در زبان فارسى « گندم » را گويند و « ستان » به معنى « جاى انبوهى و بسيارى چيزها » باشد مانند گلستان و نخلستان و اين ناحيه در ميانهء جنوب و مغرب شهر لار است و جانب جنوبى آن را درياى فارس فرا گرفته است ، درازى آن از « بهده » تا « عموئى سفلى » ، 9 فرسخ ، پهناى آن از « بردول » تا « بندر تبن » از نيم فرسخ تا سه فرسخ .
قصبه اين ناحيه « گاوبندى » است به مسافت 35 فرسخ بيشتر از شهر لار دور است و كشت اين ناحيه حتى نخلستانش ، ديمى است و مرغ كبك انجير فراوان باشد و هوائى بسيار گرم و تر دارد و اين ناحيه مشتمل است بر 13 قريه آباد :
احشام : مسافت كمى مشرقى « گاوبندى » است .
بردول : به مسافت كمى شمالى « گاوبندى » است .
بندر تبن : 4 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « گاوبندى » است .
بندر شيو : 5 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « گاوبندى » است .
بهده : 6 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « گاوبندى » است .
تبن : همان بندر تبن است .
دشتى : فرسخى كمتر جنوبى « گاوبندى » است .
سه تلو : فرسخى بيشتر جنوبى « گاوبندى » است .
شيو : همان بندر شيو است .
عموئى سفلى : 1 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « گاوبندى » است .
عموئى عليا : فرسخى بيشتر ميانه شمال و مغرب « گاوبندى » است .
فومستان : نيم فرسخ ميانه شمال و مغرب « گاوبندى » است .
گاوبندى « 1 » : همان قصبه فومستان است .
كناردان : 5 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « گاوبندى » است .
ميلكى : فرسخى كمتر ميانه شمال و مغرب « گاوبندى » است .
ناحيه گاوبندى : همان ناحيه فومستان است .
ناحيه كورستان « 2 » : در زمان قديم از توابع ملك شبانكارهء فارس بود ، مدتهاست از توابع خطه لار گشته است در جانب مشرقى لار افتاده ، درازى آن از « قلعه فارياب » تا « دالان » 11 فرسخ ، پهناى آن از فرسخى بيشتر است . دهات اين ناحيه ، خراب و ويرانه گشته ، چهار قريه آباد دارد :
كشى : به مسافت 30 فرسخ از شهر لار دور است .
هامش
( 1 ) . ( گويندى ) . لارستان كهن ، ص 14 .
( 2 ) . ر ك : سفرنامه ابن بطوطه ، به نقل از لارستان كهن ، ص 61 .