سرافراز بود تا آنكه در سال 1168 در روزى كه كريم خان ، فتح شيراز نمود ، شيخ على خان زند به چوبدستى خود هاشم خان را بكشت .
و از اعيان قبيله بيات آقا بزرگ « 1 » شاعر « ذره » تخلص است . در وقتى كه نواب شاهزاده عبد الباقى ميرزا كه در شاعرى « عشرت » تخلص مىفرمود و به حكمرانى بنادر و گرمسيرات فارس مأمور بود ، « ذره » در مدح او قصيده گفته ، تقاضا كرده بود كه مرا در اين زمستان عبائى است كه تاروپودش از عنصر زمهرير است بايد عنايتى فرمائى و عباى بوشهرى به من دهى و نواب معزى اليه ، انعامى نكرده به او فرمود كه عباى زمهريرى را كه مناسب گرمسيرات است بايد به من دهى ، ذره اين قطعه را بديهتا بفرمود :
سروش دوش به گوش دلم چنين مىگفت * اگر سلوك به بود و نبود خواهد « 2 » كرد
به مدح « عشرت » اگر صفحهاى زيان كردى * بهذم او ورقى نيز سود بايد كرد
به جاى خلعت اگر آن عباى من پوشد * به اين لباس به محشر نمود خواهد كرد « 3 »
و اين رباعى را نيز او گفته است :
نراد دغلباز جهان روز و شبان * در ششدر حيرت آورد پير و جوان
تختهاش بود آسمان و مهرهاش انجم * خورشيد و مهند كعبتينش تو بدان
و از اشراف اين محله است : عالىجاه ، مقرب الحضرت ميرزا سيد احمد از سلسله سادات نسابه حسنى شيراز است و مرحوم والدش ميرزا ابو الفتح ، مادام عمر به مباشرى محاسبات ديوانى بلوك كوار مشغول بود و اين منصب تاكنون با پسر كهترش عالىجاه ميرزا سيد على برقرار است و ميرزا سيد احمد سالهاست كه با خطى خوش و ربطى كامل ، محاسبات مخصوصه جناب جلالت مآب صاحب ديوان را مواظبت دارد .
هامش
( 1 ) . فرصت مىنويسد : ( مرحوم آقا بزرگ با اينكه داراى سواد فارسى نبود شعر را بىغلط مىسرود ) آثار العجم ، ص 56 و غزلى از او نقل مىكند به مطلع :از چه اى ماه نمىپرسى از آه دل من * ستم از حد چهبرى چيست گناه دل من( 2 ) . در متن به اشتباه : ( خواهى ) .
( 3 ) . رديف در متن چنين است .