گهرمند : 3 فرسخ كمتر ميانه جنوب و مشرق « شميل » است .
ننك : 4 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « شميل » است .
نور كو : چهار فرسخ ميانه شمال و مشرق « شميل » است .
[ 3 ] - ناحيه مضافات عباسى : درازى آن از « نخل ناخدا » تا « بندر خمير » 14 فرسخ ، پهناى آن از قريه « كشار » تا « خان سرخ » 3 فرسخ ، محدود است از جانب مشرق به ناحيه شميل و از سمت شمال به ناحيه ايسين و ناحيه فين سبعه و از مغرب به نواحى لارستان و از جانب جنوب به درياى فارس . قصبه اين ناحيه « بندر عباس » است و اين ناحيه مشتمل است بر 14 قريه آباد « 1 » :
انگوران : 7 فرسخ مغربى « عباسى » است .
بندر خمير : 12 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « عباسى » است .
بستانه « 2 » : 7 فرسخ مغربى « عباسى » است .
بندر عباس : همان « عباسى » است .
بند على : 3 فرسخ مغربى « عباسى » است .
چاه بلغار : 8 فرسخ مغربى « عباسى » است .
چستانه : 6 فرسخ مغربى « عباسى » است .
خان سرخ : 5 فرسخ مغربى « عباسى » است .
خمير : همان بندر خمير است .
ده پل : 11 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « عباسى » است . جزيره قشم در جانب جنوب « ده پل » به اندازهاى است كه بانگ اذان از « ده پل » به كناره اين جزيره به خوبى ميرسد و شايد در زمان قديم جسرى در ميانه داشتهاند و « جسر » به معنى « پل » است .
سورو : ميانه جنوب و مغرب عباسى به مسافت فرسخى است . مشهور است كه ملخ دريائى كه گاهى زيان به محصولات فارس رساند در صحراى سورو متكون شود .
عباسى : همان قصبه اين ناحيه است .
قلات : 3 فرسخ ميانه شمال و مغرب « عباسى » است .
گچى « 3 » : 6 فرسخ مغربى « عباسى » است .
كشار « 4 » : 5 فرسخ مغربى « عباسى » است .
لاتى دان : 9 فرسخ مشرقى « عباسى » است .
نخل ناخدا : 2 فرسخ مشرقى « عباسى » است .
[ 4 ] - ناحيه موغستان : « موغ » « 5 » در لغت به معنى آتشپرست است و « ستان » به معنى « جاى بسيارى و انبوهى چيزها باشد » مانند گلستان و سروستان و هندوستان و اين ناحيه در قديم جاى
هامش
( 1 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 410 : بعضى از اين قراء جزو دهستان خمير كه داراى 24 ده است ذكر شده است و برخى جزو ايسين .
( 2 ) . ( بستانو ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 410 .
( 3 ) . ( گچين سفلى و گچين عليا ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 410 .
( 4 ) . ( كشار سفلى و كشار عليا ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 410 .
( 5 ) . ( موغ ) به معنى درخت خرماست ، ( معين ) . بنابراين موغستان معنى نخلستان يا خرماستان را مىدهد و مؤلف آن را با ( مغ ) يكى گرفته است . و ر ك : كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 416 .