سالى كه خوب شود كفايت اهل خود را نكند ، بساتين گرمسيرى فراوان دارد ، بيشتر درختش ليمو و نارنگى است بازار زمستانه شيراز را از فواكه خود آباد كند و بيشتر آبليموى فارس كه حمل اطراف شود از اين بلوك است .
آبش از چشمه و رودخانه . جلگاء اين بلوك بسيار تنگ و مانند درهاى پر از تل و ماهور است ، دراج در اين بلوك بسيار فراوان باشد و ضابطى اين بلوك از هفتاد هشتاد سال پيش از اين با ميرزا محمد على بود و بعد از وفات او ، خلف الصدقش حاجى ميرزا محمد قلى و ولد الصدقش حاجى ميرزا عبد الله خان كه شرح حال آنها در ذيل محله سردزك شيراز گذشت « 1 » متكفل امور ضابطى صيمكان هستند و القاب كدخدايان دهات اين بلوك را « دهدار » گويند مانند دهدار محمد حسن و دهدار محبعلى .
و قصبه اين بلوك « دوزه » است به مسافت 24 فرسخ از شيراز دور افتاده است و اين بلوك مشتمل است بر 38 قريه آباد « 2 » :
آب شيخ : فرسخى بيشتر در جنوب « دوزه » است .
آرجو « 3 » : 1 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « دوزه » است .
اسفل : فرسخى كمتر شمالى « دوزه » است .
اسفيان « 4 » : 2 فرسخ شمالى « دوزه » است .
آغان : 2 فرسخ مشرقى « دوزه » است .
براق « 5 » : 3 فرسخ مشرقى « دوزه » است .
تيركان « 6 » : 1 فرسخ و نيم شمالى « دوزه » است .
جرمشت : 2 فرسخ بيشتر شمال و مشرق « دوزه » است .
چشوان : 2 فرسخ و نيم ميانه جنوب و مشرق « دوزه » است .
دشت دال : 2 فرسخ مشرقى « دوزه » است .
خراهه « 7 » : 3 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دوزه » است .
دوزه : همان قصبه اين بلوك است .
ده قانون : 2 فرسخ مشرقى « دوزه » است .
ريكان : 2 فرسخ كمتر جنوب « دوزه » است .
زاغ : 1 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دوزه » است .
زيغان « 8 » : فرسخى جنوب « دوزه » است .
هامش
( 1 ) . در متن : ( گذاشت ) .
( 2 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، صيمكان از توابع فيروز آباد به حساب آمده و 41 ده از آن دهستان نام برد شده است ، ج 2 ، ص 312 .
( 3 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 312 : ( ارجويه ) .
( 4 ) . ( اسفنجان ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 312 .
( 5 ) . ( براك ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 312 .
( 6 ) . ( تيرافجان ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 312 .
( 7 ) . ( خره ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 312 .
( 8 ) . ( ذيقون ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 312 .