استيلاى دولت اسلام ، اين خانه را مسجد مسلمانى نمودند و محرابى روى به قبله براى آن ، باز از سنگ درآوردند و در كناره محراب به خط ثلث نوشته : به فرمان پادشاه زمان ، اتابك ابو المظفر ابو بكر بن اتابك سعد بن زنگى سلغرى در ماه رمضان سال 652 اين محراب ساخته و اين خط ، پرداخته گرديد .
دو طرف ضلع جنوب غربى مسجد جامع داراب كه مشتمل بر ايوان سراسرى با سقف كوتاهتر از سقف شبستان است - ( مناره گوشهء جنوبى مسجد - طرف راست - در حدود صد سال پيش از نو ساخته شده جنبه هنرى آن محفوظ نمانده است ، منارهء گوشه غربى - جانب چپ - به وضع اصلى پايدار و پديدار است ) .
در كتاب تاريخ نوشتهاند : داراب پسر بهمن پسر اسفنديار ، پسر گشتاسب ، شاهنشاه ممالك ايران در ميان جلگاه بلوك داراب ، دايرهاى كه دورهء آن نزديك به فرسخى بود پرگار بر كشيد و بر آن دايره ، باروئى نهاده ، شهرى به نام خود ساخته ، آن را داراب گرد نام نهاد : چنان كه حكيم فردوسى عليه الرحمه فرموده است :
چو ديوار شهر اندرآورد گرد * ورا نام كردند « داراب گرد » « 1 »
ز هر پيشهاى كارگر خواستند * همه شهر از ايشان بياراستند
و خندقى بر گرد اين شهر كندهاند [ و ] تاكنون كه سال به 1304 رسيده ، بيشتر « 2 » اين خندق باقى و پر از آب است و در كناره مغربى اين خندق مزار حضرت دحيه كلبى « 3 » ( رض ) است كه
هامش
( 1 ) . ر ك : شاهنامه فردوسى ، ج 6 ، ص 374 ، بيت 22 ببعد ، چاپ مسكو .
( 2 ) . در متن : ( بيشتر و ) .
( 3 ) . متولد در حدود 45 هجرى برابر با 665 ميلادى از صحابه حضرت رسول كه به فرستادگى نزد قيصر روم رفت و تاجرى توانگر بود و در نبردهاى يرموك و شام فرماندهى و مقامى شايسته داشت . ( المنجد - اعلام ) . درباره قلعه دحيه ، رجوع شود به اقليم پارس ، ص 91 . در محل به ( دحيا ) مشهور است .