اهالى بلوك خشت بر ضابطى كه در تحت اقتدار خوانين افشار كازرونى بود ، بشوريدند ، مزارع - محمد على [ را ] كه شجاعتى قرين كياست داشت ، به ضابطى خود برداشته ، ديوانيان عظام او را به لقب خانى سرافراز فرموده ، محمد على خان گرديد .
و بعد از او پسرش رستم سلطان به جاى پدر نشست و چون وفات يافت ، پسرش زال خان خشتى به جاى او برقرار گرديد و بعد از او ، ولد الصدقش محمد حسين خان خشتى به جاى پدر حكومت نمود و بعد از وفاتش ، خلف الصدق او حاجى محمد هاشم خان خشتى به جاى او نشسته و در سال 1270 و اند در سر پل آبگينه كازرون به دست محمد حسين خان برادرزادهء خود كشته گشت .
و پسرش حسن على خان به حكومت خشت برقرار گرديد و در سال 1292 به وسيله نارضامندى پيشكاران فارس ، حسين قلى خان قورت بيگلو ، ميرپنج ، مأمور به گرفتن حسن على خان گشته ، بعد از ورود به خشت به نرمى و ملايمت بلكه به سوگند قرآن مجيد او را به نزد خود طلبيد ، بعد از ملاقات حكم به گرفتن او نمود مدافعه كرده ، تير تفنگى بر ران حسن على خان آمده ، او را گرفتند و اموال او را بردند و او را در ميانه خشت و كازران ، خبه نموده ، گفتند از زخم گلوله بمرد و در سال ديگر در همان روز در طهران برادرهاى حسين قلى خان قورت بگلو ، او را در سر ميراث پدر كشتند .
هر بد كه مىكنى تو مپندار كان بدى * گيتى فرو گذارد و گردون رها كند
وامى است كردههاى بدت پيش روزگار * در هر كدام دور كه خواهد ادا كند
و بعد از وفات حسن على خان ضابطى را به محمد قلى خان پسر عموى او دادند .
و از علماى قصبه خشت است : جناب سيد محمد تقى خشتى شرحى بر زبدهء اصول شيخ بهاء الدين عاملى ، طاب ثراهما نوشته است و در سال 1220 وفات يافت .
و از علماى حاليه اين قصبه است : جناب حاجى شيخ محمد هاشم خشتى خلف الصدق مرحوم شيخ كرم ولد الصدق شيخ محمد هاشم عرب خزاعى .
جعفر خان شاعر خشتى از اعيان قصبه خشت است . زمانى كه حاجى خليل خان كراوغلى - قزوينى ، سفير هندوستان بود ، در صحراى خشت ، خيمه و خرگاه زده بود ، جعفر خان فرموده است :
چرخ نهمين گفت به خورشيد منير * در رفعت و نور ما دو بوديم شهير
انور ز تو ارفع ز خودى بينم چيست * خور گفت بود قبه و خرگاه سفير
و بلوك خشت مشتمل است بر 25 ده آباد :
بزين : فرسخى مغربى « خشت » است .
بوركى سفلى : فرسخى جنوب « خشت » است .
بوركى عليا : فرسخى ميانه جنوب و مغرب « خشت » است .
بيكرزى : فرسخى مغربى « خشت » است .
چغاسنى : . . . « خشت » است « 1 » .
جميله : 7 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « خشت » است .
حاجى غلامى : همان بوركى علياست .
هامش
( 1 ) . چنين است در اصل .