هزار پير و ولى بيش بينى اندر وى * كه كعبه بر سر ايشان همى كند پرواز « 1 »
خلقش درويش منش و پاك اعتقاد و به اندازهء رتبه خود كريم و جواد . خداى تعالى را ستايش و پادشاه را به نيايش پرستند ، غريبنواز و با آشنا و بيگانه مهربان و دمساز . علما و فضلا و شعرا و فصحا از اين شهر برخاستهاند به اين جهت او را « دار العلم » گويند .
چو پاكان شيراز خاكى نهاد * نديدم كه رحمت بر آن خاك باد « 2 »
هواى چهار فصلش معتدل و نسيم صبا و شمالش راحت دل ، آب تابستانه را به برف كوه دراك دو فرسخ مغربى شيراز سرد كنند ، آب چاهش شيرين و ناگوار ، درختان سردسيرى و گرمسيرى مانند شليل و گيلاس و انار و انجير و نخل و نارنج در خانههاى شيراز به خوبى پرورش كند و زيانى از سرماى زمستان و گرمى تابستان نبينند و بازار شيراز در همه وقت پر از ميوههاى گوناگون است . درويش و مالدار در تناول ميوهجاتش يكسانند ، درخت كاج و چنار و سرو و بيد و گردو و سفيددارش تنومند شوند و مانند خربوزه قصر خليل حومه و سهلآباد وقفى را مجرد بر مدرسه منصوريه شيراز و سيوند مرودشت و هندوانه كوار شيراز ، جز در اصفهان و خراسان ديده نگشته است و از روز اول برج سرطان « 3 » تا نيمهء جدى « 4 » هر روزه انگور را از درخت چيده بر پشت بارگير گذاشته ، در كوچه و بازار به عجز و انكسار فروشند و نزديك به 50 سال است بتدريج در دامنهء كوههاى شمالى و مغربى از ربع فرسخ تا فرسخ و نيمى از شيراز ، درخت انگور ديمى بهعمل آمده ، ثمرى فراوان دهد .
آبهاى شيراز همه از قنات است ، جز آب چشمه جوشك « 5 » كه شرح آن در عنوان چشمهها بيايد و گواراترين آنها ، آب قنات زنگى است و ركنى ، چنان كه خواجه حافظ ( رحمة اللّه عليه ) فرموده است :
زر كن آباد ما صد لوحش اللّه * كه عمر خضر مىبخشد زلالش « 6 »
و قنات زنگى را در نيم فرسخ صبوى شيراز در سال 560 هجرى ، اتابك مظفر الدين زنگى ابن اتابك مودود سلغرى احداث نمود و به اصطلاح رعيتى يك بيل بيشتر آب ندارد .
و قنات ركنى را در سال 338 در فرسخ و نيمى از جانب صبوى كه در ميانه شمال و مشرق شيراز است ركن الدوله حسن ديلمى احداث فرمود و آبش از تنگ اللّه اكبر به اندازه يك ميل صبوى شيراز درآمده صحراى مصلى و باغ جهاننما و باغ نو و تكيه هفتتنان و چهلتنان و تكيه خواجه حافظ ( رحمة اللّه عليه ) را آب دهد و پر آبترين قنوات شيراز قنات فهندز مشهور
هامش
( 1 ) . مطلع قصيده كوتاهى كه اين بيت از آن است چنين است :خوشا سپيدهدمى باشد آنكه بينم باز * رسيده بر سر اللّه اكبر شيراز( 2 ) . از سعدى است در ديباچه بوستان .
( 3 ) . چهارمين برج از بروج دوازدهگانه ، خرچنگ .
( 4 ) . برج دهم از بروج دوازدهگانه ، بز ، بزغاله ، آبامگاه .
( 5 ) . ر ك : همين كتاب ، گفتار دوم ، چشمههاى مملكت فارس ، و آثار العجم ، ص 522 .
( 6 ) . در غزلى به مطلع :خوشا شيراز و وضع بيمثالش * خداوندا نگهدار از زوالش