برهنه گشته در وى همچو در حشر * بزرگ و خرد و درويش و توانگر
بهشت است او از اين معنى كه هرگز * نه سرما اندر او بينى و نه حر
به دوزخ نيز مىماند از آنرو * كز آتش مىشود كارش مقرر
همه آلودگان آيند در وى * برون آيند از او پاك و منور
يكى لعبت در او از بهر خدمت * دو روى و ده زبان و زرد و لاغر « 1 »
به شكل جدول تقويم در وى * بسى خطهاى بىپرگار و مسطر
كند ريش وزير و زلف خاتون * ضعيفى ديده كس ز اينسان ستمگر ؟
و خاصهء اين باغ است كه به مجاورت كوه و گرمى آب قنات سعدى كه در زمستان به آسايش مىتوان تنشوئى در آن نمود ، درخت نارنج از آسيب سرماى زمستان سالم بماند ، در سالى كه نارنجهاى داخل خانههاى شيراز از سرما ، زيان بيند ، درختهاى نارنج اين باغ به سلامت بماند ،
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ .
« 2 »
درازاى اين باغ 350 ذرع ، پهناى آن 150 ذرع ، درختهاى نارنج اين باغ كه ثمر دهد در اين سال 1302 معادل 1300 درخت است و درختهاى نارنج تازه اين باغ كه هنوز به حد ثمر نرسيده است در باغ كهنه دلگشا 3500 درخت است و در باغ احداثى جناب صاحبديوان در جنب مغربى دلگشا 500 درخت است و جناب معزى اليه اهتماء در تعمير و مرمت عمارت و حمام و كاشتن انواع درختان با ثمر و بىثمر نمود و چند اصلهء فسيلهء خرماى شاهانى از بلدهء جهرم آورده ، غرس نمودند ، انواع رياحين و گلهاى رنگين از بلاد بعيده آورده ، در صحن اين باغ بكاشتند ، گويا حضرت نظامى اين باغ را ديده و اين ابيات را فرموده است :
سوسن از بهر تاج نرگس مست * شوشه زرنهاده بر كف دست
كاتب الوحى گل به آب حيات * بر شقايق به خون نوشته برات
داده خيرى به شرط هم جهدى * ياسمن را خط وليعهدى
سرخى گل به سبز ميدانى * پنج نوبت زنان به سلطانى
بلبل آواز بر كشيده چو كوس * همه شب تا به وقت بانگ خروس
گويا مانند اين باغ دلگشا ، باغى ديگر كمتر باشد كه اگر چهار خيابان نارنجش در گرمسيرات يافت شود ، هواى چون بهار دائمش از كجا و اگر نهر آب چون سلسبيلش ديده شود گلهاى رنگارنگ هميشه بهارش از چهجا ، خريف و زمستانش در طبع بهار ، هواى تابستانش ملايم و سازگار ، در هيچ فصلى از فواكه مرغوبه خالى نماند كه چون گيلاس و توت سفيدش رود ، آلوى گرجه و شليلش آيد و چون انگور و انارش گذرد كه چنان كه منوچهرى فرموده است « 3 » :
آن نارها بين ده رده بريار « 4 » من گرد آمده * چون حاجيان درهم شده در روزگار ترويه « 5 »
هامش
( 1 ) . مقصود ( شانه ) است .
( 2 ) . آيه 54 ، سوره مائده .
( 3 ) . ر ك : ديوان منوچهرى ، ص 91 .
( 4 ) . در متن ديوان منوچهرى : ( برنارون ) .
( 5 ) . ترويه به معنى سيراب كردن اما در اينجا مقصود يوم الترويه است كه روز هشتم از ماه ذى حجه مىباشد .