پرداخته « 1 » كه بيشتر غزلهاى آن را ارباب طرب سروده ، سروربخش خاطر غمزدگان و فرحبخش نجمن شادمانان گردد و در سال 88 [ 12 ] « 2 » در شيراز به رحمت ايزدى پيوست و اين چند شعر از او به يادگار ثبت گرديد :
اى خرد طفلى از دبستانت * عقل مدهوش چشم فتانت « 3 »
شير ، نخچير آهوى نگهت * پور دستان اسير دستانت
خيز اى تيزهوش « 4 » كاتش عشق * شرر افكند در نيستانت « 5 »
نار بستان اگر نجوئى به * گر بود يار نار پستانت
آب آتش مزاج و « 6 » آتش رنگ * ببرد سردى زمستانت « 7 »
خط سبزت به گرد لب سر زد * طوطى آمد به شكرستانت
گفتى آشفته را چه « 8 » اسم و چه رسم * عند ليبى است از گلستانت
دستيم نمانده كه به سر برزنم از هجر * از بس كه سرانگشت به حسرت بمكيدم
كرد در پيرانه سر مجنونم اين سوداى من * نيست زنجير جنون جز طرهء ليلاى من « 9 »
من به هر ربع و دمن پويا به سر چون گردباد * در طلب فرسودم و ننمود رخ سلماى من
ياسمين رنگم ، زريرى ، لالهسان داغم به دل * رو به مسكينى نهاده نرگس شهلاى من
نه منم آن بلبل دستان زن باغ سخن * رو سيه زاغى ز حيلت از چه بسته ناى من
من كه بودم همچو سوسن صد زبان در اين چمن * غنچهوش چون بسته است اين منطق گوياى من
موج خونين خيزدم از بس ز عمان دو چشم * سرخ چون مرجان برآمد لؤلؤ لالاى من
يوسفآسا كرديم از حيلت اخوان به چاه * تا به كى گردى تو اى گردون خلاف راى من
گوهر من بشكنى خرمهرهء دشمن خرى * روزگارا غافلى از قدرت مولاى من
آنكه ز ايزد نام جستش مصطفى ، گفتا بخوان * نام او نام على عالى اعلاى من
آنكه نتواند رسيدن بر حضيض وصف او * تيز پر آن طاير فكر فلكپيماى من
و از اعاظم و اعيان و اشراف و علماء اين محله ، بلكه شيراز جنت طراز بلكه مملكت
هامش
( 1 ) . ديوان شعر آشفته در اسفند 1349 در شيراز بوسيله كانون تربيت در 788 به چاپ رسيده است .
( 2 ) . در آثار العجم ، ص 433 ، وفات او در سال 1287 آمده است .
( 3 ) . ر ك : ديوان آشفته شيرازى ، ص 57 .
( 4 ) . در ديوان آشفته : ( شير عقل ) .
( 5 ) . بعد از اين بيت در ديوان يك بيت اضافه دارد :شاهد مست شب چو پرده فكند * شمع بيرون كن از شبستانت( 6 ) . در ديوان : ( و ) ندارد .
( 7 ) . بعد از اين بيت يك بيت حذف شده است .
( 8 ) . در متن : ( چو ) .
( 9 ) . اين غزل را در ديوان نيافتم .