شهريارى حاضر شدند .
و روز بيست و پنجم ماه ربيع اول اين سال [ 1221 ] « 1 » : براى دفع سپاه روس به عزم چمن سلطانيه نهضت نمود و بعد از چند روز رايات ظفرآيات را در آن چمن بهشت مانند برپا نمودند و بعد از چند روز ايلچى از جانب ناپليون « 2 » فرمانفرماى ممالك فرانسه با نامهء محبت ختامه وارد گرديد و خلاصهء نامهء او آنكه : ما و شما با روسيه دشمن مىباشيم بايد به قاعدهاى كه « دشمن دشمن دوست است » ، عقد مودت ميان ما و شما مستحكم گردد و مطلب ديگر آنكه لقب ايمپراطورى پادشاهان فرنگستان بايد به تصديق پادشاه ايران و روم باشد ، خواهشمند هستيم كه در عنوان جواب نامه ناپليون ايمپراطور نگاريد ، پس جوابى با صواب نگاشته به ايلچى فرانسه سپرده ، او را به خلعت و انعام سرافراز داشتند . « 3 »
و هم در اين اوقات : اخبار مسرت آيات از جانب آذربايجان و فتوحات نواب نايب السلطنه در آن سامان پىدرپى رسيد .
و هم در اين ايام : سليمان پاشا مشهور به كهيا « 4 » سردار سپاه رومى كه به اذن على پاشا والى بغداد از حد خود تجاوز كرده و از صحراى زهاب كرمانشاهان گذشته لشكر به طاقگرا « 5 » آورد و نواب محمد على ميرزا حكمران كرمانشاه بعد از شكستن سپاه رومى ، او را اسير فرموده ، روانه اردوى اعلى نموده بود ، وارد گرديد و پادشاه ظفرپناه حكم نمود تا قيد و زنجير را از او برداشته ، در منزل جناب ميرزا شفيع صدر اعظم توقف نمود و موكب و الا بعد از اطمينان خاطر از جانب آذربايجان و كرمانشاهان از چمن سلطانيه نهضت نمود و در بيست و دويم ماه جمادى دويم « 6 » در دار الخلافه طهران نزول اجلال فرمود و على پاشا والى بغداد براى خلاصى كهيا ، دست ضراعت به دامان شفاعت اعلم مجتهدين زمان شيخ جعفر نجفى « 7 » زد و آن جناب را از نجف اشرف به بغداد طلبيده ، او را روانه دار الخلافه طهران نمود و بعد از ورود جناب شيخ و شفاعت براى خلاصى سليمان پاشا كهيا ، اعليحضرت شاهنشاه ، قامت قابليت كهيا را به خلعت آفتاب طلعت زينت داده ، او را به جناب شيخ سپرده ، روانه بغداد شدند .
و در اين سال [ 1221 ] : بعد از عود حضرت شهريار كامكار از چمن سلطانيه و مراجعت نواب نايب السلطنه از قراباغ و اقصى بلاد آذربايجان ، جماعت روسيه كه در نواحى تفليس و شيروانات بودند فرصت يافته ، باكوبه و دربند و شكى و گنجه و ساليان ، بلكه تمام نواحى آن جانب رود ارس را جز ايروان تصرف نمودند .
هامش
( 1 ) . برابر با 12 ژوئن 1806 .
( 2 ) .Napoleonامپراطور فرانسه ( 1769 تا 1821 ) .
( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 418 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 148 .
( 4 ) . كهيا : لغت تركى است به معنى كدخدا و از القاب دربار عثمانى است . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 427 .
( 5 ) . گردنهاى در جاده كرند به سرپل بين آبادى سرخهديزه و پاطاق كه چون از فراز آن به نشيب شروع شود در اثناى راه به طاقى رسند كه مانند طاق بستان از كوه كنده شده و آن به طاقگرا معروف است و در افواه مشهور است كه گرائى :
( دلاكى ) اين طاق را ساخته :ز حد بيستون تا طاقگرا * جنيبتها روان با طاق دهرانظامى ( معين )
( 6 ) . برابر 6 سپتامبر 1806 .
( 7 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 429 : محمد جعفر نجفى لحساوى .