مملكتى يا ناحيه يا مزرعه [ اى ] آيد مردى از جنابت پاك ، كوزه طاهرى را از آب آن چشمه پر كرده به نيت بردن آن آب را به همان مملكت يا همان ناحيه يا همان مزرعه ، كوزه را برداشته بگويد : مرغ سار ملخخوار را براى فلانجا مىخواهم و كوزه را در هيچ موقعى بر زمين نگذارد و بايد سهپايهء چوبى با او باشد كه در وقت خستگى و خواب ، آن كوزه را بر آن سهپايه آويخته ، استراحت كند و چون از منزل اول حركت كند مرغانسار بسيار از عقب او پرواز كرده ، همهجا موافقت كرده تا به مقصد رسد ، پس آن آب را چون بر اراضى توقف ملخها بپاشد ، مرغان سار هجوم آورده ، شروع در كشتن ملخ نمايند كه هر يكى در روزى چندين هزار ملخ را دو نيمه كند تا تمامت ملخها را تباه كنند . سبحان الذى يفعل فى ملكه ما يشاء .
و در اوائل پائيز عود به اصفهان فرمود .
هم در اين سال [ 1066 ] : فرمان توليت مدرسه رفيعه منصوريه شيراز و موقوفات آن را به نام نامى نواب كامياب ، نور حدقه سيادت و سعادت و جلالت و نور حديقه افاضت و افادت ، علامه زمان و نادره دوران ، ميرزا احمد نظام الدين « 1 » ، جد اعلاى نگارنده اين فارسنامه ناصرى صادر گرديد و شرح حال آن جناب در گفتار دويم اين كتاب در عنوان شيراز در ذيل احوال سلسله عليه سادات عالىدرجات دشتكى شيرازى ، در محله سردزك شيراز ، نگاشته شود و براى زينت اين كتاب فارسنامه ناصرى صورت آن فرمان مبارك مرقوم گرديد :
فرمان همايون « 2 » شرف نفاذ يافت
آنكه : چون امتياز طايفه كرام علما و عدم استواى اين طبقه و الا را با ساير برايا مصدوق :
« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ »
« 3 » مصدق و تعلق نظام شرع مبين و انتظام امور خلايق را براى راتق اين قوم قويم منظور
« وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
« 4 » شاهد صادق و با وجوب تفقه علوم شرع اطهر و تعلم معالم ناموس اكبر نسبت به مضمون كريمه عنبر شميمه :
« فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ »
« 5 » نسبت به ساير بندگان خالق مطابق گشته و بناء عليه جهت انتشار علوم دين مبين و ازدياد طلبه و متعلمين كه بر طبق خبر حقيقت اثر : نحن العلماء و شيعتنا المتعلمون « 6 » رشحات سحاب فضل طيبين و طاهرين عليهم صلوات اللّه الملك المبيناند ، همواره همت بلند خسروانه ، منعطف به سرانجام لوازم آن امنيت عليا و نيت ارجمند پادشاهانه ، متصرف به انتظام احوال اين فرقه والاست كه به تعيين اعيان و نصب نصيبيافتگان راتبهء علم به حسب
هامش
( 1 ) . ميرزا حسن فسائى در جلد دوم همين كتاب مىنويسد : ( در كتاب سلافة العصر فرموده است كه نظام الدين علامه پسر ابراهيم پسر سلام اللّه بن عماد الدين مسعود پسر صدر الدين محمد پسر غياث الدين منصور ملقب به سلطان الحكما و سيد العلما بود . . . ) .
( 2 ) . در متن : ( هميون ) .
( 3 ) . آيه 9 ، سوره زمر .
( 4 ) . آيه 77 ، سوره بقره : ( و بعضى عوام يهود كه چيزى نياموخته و نوشتن نتوانند و تورات را جز آمال و آرزوى باطل خود نپندارند تنها پابست خيالات خام و پندار بيهوده خويشند ) .
( 5 ) . آيه 121 ، سوره توبه : ( بلكه از هر طايفهاى جمعى براى جنگ و گروهى نزد رسول براى آموختن علم مهيا نباشند تا آن علمى كه آموختهاند به قوم خود بياموزند كه قومشان شايد خداترس شده و از نافرمانى حذر كنند ) .
( 6 ) . ( ما دانايانيم و پيروانمان فراگيرندگان دانش ) .