مملكت اصفهان را كه پانزده هزار تومان عراقى بود ، به اربابداران و رعايا انعام فرمود .
و در اين سال [ 1021 ] : ايلچيان و پادريان يعنى علماى نصارى از جانب پادشاه اسپانيول « 1 » كه بزرگتر سلاطين فرنگستان است ، از بندر عباس و شيراز گذشته ، وارد اصفهان گشته ، در ميدان نقش جهان ، خدمت اعليحضرت شاهنشاهى رسيده ، نامه و هديه پادشاه را گذرانيده ، مورد عنايت و شفقت شدند .
و هم در اين سال [ 1021 ] : محمد قلى قطب شاه پادشاه دكن هندوستان كه شيعى مذهب بود ، ايلچى فرستاده ، از اعليحضرت جمجاه ، استدعا كرده كه سفارش او را به سلطان سليم شاه گوركانى پادشاه ممالك هندوستان ، نگاشته كه دست تعدى را از پادشاه دكن كوتاه دارد و اعليحضرت شاه عباس ، نامهء مودت ختامه به حضرت سلطان سليم شاه بر طبق خواهش پادشاه دكن ، مرقوم داشته ، روانه داشت و سلطان سليم شاه بعد از اطلاع از مضمون نامه شاهنشاهى مملكت دكن را مراعات داشت و دست ظلم و ستم را كوتاه فرمود . « 2 »
و هم در اين سال [ 1021 ] : جناب قاضى خان حسينى صدر « 3 » دولت ايران كه در سنه گذشته به سفارت استنبل براى انعقاد مصالحه دو دولت عليه ايران و روم رفته بود ، به مصاحبت انجلوچاوش « 4 » سفير دولت روم مراجعت نموده ، در دار السلطنه اصفهان به پايهء سرير اعلى مشرف شدند و عقد مصالحه بر نهجى كه ميانه شاه طهماسب مغفور و سلطان سليمان خان مرحوم بسته شده بود ، قرار يافت و در بعضى از مواضع گرجستان كه سابقا ضميمه ممالك ايران بوده و تا اين سنه در تصرف روميان باقى بود و پارهاى از ولايات عراق عرب كه ضميمه ممالك روم بود و تا اين سنه در تصرف دولت ايران مانده و تشخيص اين مواضع خالى از گفتگو نبود ، قرار بر آن دادند كه آنچه در اين سنه در تصرف دولت ايران است « 5 » ضميمه اين دولت باشد و آنچه در اين سنه در تصرف دولت روم است ، ضميمه ممالك روم باشد ، و وكيل از هر دو جانب مقرر گشت ، ليكن به افساد جماعت گرجستانى ، قضيه مصالحه صورت نبسته باز نايرهء جنگ افروخته گشت .
و در اوائل اين سال [ 1021 ] : نواب اللّهوردى خان والى مملكت فارس ، از شيراز به اصفهان آمد و در روز ورود موكب و الا از مازندران به اصفهان به استقبال شاهنشاهى شتافت و ركاب مستطاب را بوسيد و چون آثار ضعفى در بشره داشت ، اعليحضرت اشرف زياده از عادت در چهرهء او نگريست و در پنهانى اخبار به وفات او فرمود و بعد از چند روزى ، مريض گشت و طبيب حاذق سلاله سادات موسوى ، حكيم سلمان جهرمى آنچه سعى در معالجه او فرمود ، سودى نبخشيده ، وفات يافت « 6 » و پادشاه دينپناه تا جاى غسل دادن ، جنازهء او را مشايعت نمود و
هامش
( 1 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 862 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 412 .
( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 866 ، در روضة الصفا ، ج 8 ، ص 414 : ( محمد قلى قطب شاه والى كلكنده و ملك عنبر سپهدار سلسله نظام شاهيه ) .
( 3 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 863 .
( 4 ) . ( مصطفى پاشا مشهور به انجيلوچاوش ) . عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 863 .
( 5 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 864 .
( 6 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 871 : ( در روز دوشنبه 14 ربيع الثانى . . . به جوار رحمت ايزدى پيوست ) . در ذكر وقايع سال 1022 و 1023 .