او انداخته بر هدف مراد رسيده ، دست بر يال اسب زده ، فرياد نمود همراهانش فرار كرده ، دشمنان او رسيده ، سرش را از تن جدا كرده ، به شهر آورده از پيش طاق مدرسه ميرزا الغ بيك آويختند و آنچه با پدر و برادر كرده بود به مكافات دنيوى او رسيد و بعد از كشتن ميرزا عبد اللطيف ، اعيان سمرقند ، ميرزا عبد اللّه شيرازى را كه نبيره صاحبقران گيتىستان امير تيمور - گوركان و داماد ميرزا الغ بيك بود ، بر تخت سلطنت و كامرانى نشانيده ، سر در اطاعت او آوردند « 1 » و در سال 855 كه ميرزا ابو سعيد نواده حضرت صاحبقران و ابو الخير خان اوزبك براى تسخير ماوراء النهر آمدند و ميرزا عبد اللّه شيرازى پادشاه ماوراء النهر با سپاه گران به استقبال آنها شتافت و جنگ درپيوست ، چهارپاى اسب ميرزا عبد اللّه در گل فرورفت و چند نفر از سپاه اوزبك رسيده ، او را گرفته ، چون او را به نزد ميرزا ابو سعيد بردند بىتأمل حكم به قتل آن پادشاه ذى جاه كه مانندش در شجاعت و رعيتدارى كسى نشنيده بود ، فرمود ، او را كشتند « 2 » و اين واقعه در ماه جمادى دويم « 3 » همين سال اتفاق افتاد و جناب ملا حسين كاشفى « 4 » كتاب روضة الشهداء را به نام ميرزا عبد اللّه شيرازى تأليف نموده است .
[ وقايع فارس در روزگار ميرزا عبد الله شيرازى ]
در سال 862 : امير جهان شاه ، پسر امير قرايوسف تركمان ، از نظم ممالك محروسه بغداد و عراق عرب و عجم و اصفهان و فارس و مازندران فراغت يافته ، در تهيه تسخير مملكت خراسان افتاده ، لشكرها ترتيب داده ، به جانب خراسان شتافت و با شاهزادگان گوركانى در همهجا جنگ كرده ، فتح و فيروزى يافته ، در دار السلطنه هرات رايت اقتدار برافراشت « 5 » و چاپار ، روانه فارس داشته ، ولد ارشد خود ميرزا پير بداق با لشكر فارس از شيراز احضار فرمود و ميرزا پير بداق با لشكر فارس « 6 » و وزير خود سيد عاشور در مدت هفده روز از دار الملك شيراز به دار السلطنه هرات رسيده ، خاطر والد ماجد خود را شاد داشت و در بين خبر شوريدگى « 7 » آذربايجان به امير - جهانشاه رسيده ، توقف خود را در خراسان صلاح نديده ، سيد عاشور « 8 » كه از عقلاى روزگار بود ، خدمت ميرزا سلطان ابو سعيد گوركانى پادشاه خراسان فرستاده تقاضاى مصالحه نموده ، عقد مودت را استوار داشته ، امير جهانشاه از هرات قاصد آذربايجان گرديد و فرزند ارجمند خود ميرزا پير بداق را رخصت انصراف به فارس داده از طريق طبس و يزد با لشكر فارس در سال 863 وارد دار الملك شيراز گرديده تمامت نواحى فارس را از دريا و صحرا منتظم ساخت .
هامش
( 1 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 43 . و روضة الصفا ، ج 6 ، ص 773 .
( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 773 . و حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 50 .
( 3 ) . ( و . . . در شب دوشنبه 22 جمادى الاولى سنه 855 جام شهادت سركشيد ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 50 .
( 4 ) . حسين بن على بيهقى سبزوارى واعظ ، ملقب به كمال الدين دانشمند و واعظ مشهور قرن نهم كه در حدود سال 906 تا 910 وفات يافت و از تاليفات اوست آئينهء اسكندرى ، اخلاق محسنى ، الاربعون ، انوار سهيلى ، بدايع الافكار ، مطلع الانوار و روضة الشهدا . . .
( 5 ) . ديار بكريه ، ص 351 .
( 6 ) . ديار بكريه ، ص 354 .
( 7 ) . در متن : ( شوريدهگى ) .
( 8 ) . امير سيد نظام الدين عاشور از اكابر آذربايجان و بر حاشيهء وزارت و امارت ( جهانشاه ) بود . ر ك : ديار بكريه ، ص 254 و 354 . و روضة الصفا ، ج 6 ، ص 835 . و حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 74 .