پس از آنكه ملك دينار بر كرمان تسلط يافت ، قوام الدين نيز از سيستان به بم بازگشت و سپس منصب وزارت كرمان يافت . افضل در زمان جوانى از دست پروردگان خواجه قوام الدين مسعود بن كيخسرو وزير بوده و خود مىگويد :
« . . . من بنده وقتى كه شاخ شباب رطيب بود و كسوت جوانى قشيب ، سلمان خدمت و حسان مدحت آن صدر جهان بودهام و جناب رفيع او محط رحل علما و جلساء او كتب ، و خير جليس فى الزمان كتاب . . . هروقتى من به شعرى كودكانه ثنائى گفتمى ، احسان فايض آن صدر جهان ، دام ظله ، بر مقتضى طبيعت كريم خويش . . . مرا غريق مواهب خويش گردانيدى . « 1 »
افضل تعجب ، و خدا را شكر مىكند كه بعد از بيست سال فتنه و آشوب ، چنين وزيرى از چنگ حوادث نجاتيافته و باقى مانده است ، سپس قصيدهاى بس مفصل به زبان عربى در مدح وزير انشاد مىكند كه مطلع آن اينست ( تمام آن در عقد العلى ضبط شده ) « 2 » .
احادى عيرها روحى هدية * اليك اسوقها فقف المطية
ظاهرا ، بعد از قوام الدين وزير و ديگرگون شدن كارها افضل در دربار ملك دينار نيز نوائى نديديده است . فقط در ( المضاف الى بدايع الازمان ) كه آن را در خصوص وقايع بعد از 605 ه ( - 1208 م ) تأليف كرده نامى از محمد بن صلاح مظفر مىبرد كه از او جانبدارى مىكرده است .
اين ركن الدين محمد بن صلاح الدين مظفر ، ( ركن الدين صلاح .
كرمانى ) ابتدا در دستگاه ملك دينار نيز وزارت داشته و يكبار بسعايت مخالفين ، مورد مصادره قرار گرفته و به زندان ملك دينار افتاده و بالاخره به وساطت يكى از امراى خراسان كه در خدمت ملك دينار بوده است ( جمال الدين حيدر بن ابراهيم ) ، از زندان آزاد شده است ، بعدها در سال 600 ه ر 1203 م .
به وزارت اتابك سعد بن زنگى نيز رسيده و ظاهرا در غوغاى مجدد كرمان وزارت اين نواحى را يافته است .
بدين معنى كه در زمان عجم شاه پسر ملك دينار - كه امير نظام الدين محمود شبانكارهاى به كرمان دست يافت ( حدود 598 ) - اين ركن الدين نايب او در كارها بود . در اين وقت عجم شاه بر نظام الدين دست يافت و
هامش
( 1 ) - عقد العلى ص 93
( 2 ) - عقد العلى ص 94