8 - ى : ياى زايد در بعضى موارد به آخر كلماتى كه با همزه يا واو ختم مىشود به چشم مىخورد مانند : چون صداى شنيد بيرون آمد ( ص 83 ) . صف آراى گشته ( ص 26 ) . دعا و ثناى به جاى آورد ( ص 460 ) . هايهوى در ميان اردوى بلند گرديد ( ص 357 ) . چه آرزوى دارى . . .
آرزوى به خاك بردم ( ص 574 ) . اين « ى » در يك مورد در حالت جمع نيز ديده مىشود :
آهويان ( ص ) .
9 - كلمات زير بدين ترتيب تحرير يافته بود :
اثاثه / در همه جا به صورت / : اساسه /
بدخشان ( نام ولايت ) / در همه جا به صورت / بداخشان /
تعيين / در همه جا به صورت / تعين /
تغيير / در همه جا به صورت / تغير /
شست ( قلاب ماهىگيرى و . . . ) / در همه جا به صورت / شصت /
گزيده ( انتخاب كرده ) / در همه جا به صورت / گذيده /
ثمرقند ( نام شهر ) / در بعضى جا به صورت / سمرقند /
خاتون / در بعضى جا به صورت / خواطون /
دشمن / در بعضى جا به صورت / دوشمن /
شرمنده / در بعضى جا به صورت / شرمانده /
همايون / در بعضى جا به صورت / هميون - همايان /
خاستن ( بلند شدن و . . . ) / به صورت : خواستن
خواستن ( اراده كردن و . . . ) / به صورت : خاستن
دو كلمهء اخير با كليهء مشتقات آنها به استثناى چند مورد در همه جاى كتاب به صورتهاى فوق تكرار شده بود .
10 - وصل و فصل كلمات - اتصال و انفصال كلمات تابع ترتيب معينى نبود و يك كلمهء مركب گاهى متصل و زمانى منفصل نوشته شده بود . گاهى دو يا سه كلمهء مفرد بهم متصل و بسيار نامناسب و نامأنوس بود مانند :
راستميگوئى ( راست مىگوئى )
آنكشتهاى ( آن كشتههاى )
پنجششهزار ( پنج شش هزار )
و گاهى كلماتى را در حالت اضافه هم سر هم نوشته و توجهى به كسرهء اضافه نكرده بود مانند : داخلبغداد شد ( داخل بغداد شد )
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة مقدمه 19
مساهمون: مؤلف مجهول
صمقدمه ١٩