اطلاع يافت از حد افزون مسرور و مبتهج گرديده ، او نيز علماى عظام ولايت خوقند را جمع نموده ، به مضمون عهدنامهء صاحبقرانى عهدنامهء ديگر از زبان خود بر وفق شرع شريف مرتب ساخته ، مع مراسلهء اطاعت و انقياد به تقديم رسانيده ، به دست ايلچى خواجهء مشاراليه داده ، اجازت فرمود . خواجهء مشاراليه بعد از طى مراحل به بخاراى شريف رسيده ، به آستان ملك پاسبان به خدمت اكسير خاصيت جنابعالى مشرّف گرديده ، مراسلهء معهود را منظور نظر انور عالى گردانيده جناب ظل اللّهى را دعا نمود .
القصّه از همان تاريخ تا به چندين سال فى ما بين شيشهء عهدنامهء بسته ، از سنگ حوادث ناشكسته مستحكم مىبود .
بعد از آن امير صاحبقران خلافت مكان مدت مديد به خاطر جمعى تمام بىتردّد قوشون ظفرمشحون به سير و سياحت ممالك محروسه به همراهى مقربان و خاصان اشتغال نموده ، اكثر اوقات به فكر نظام و نسق جهاندارى قيام فرموده ، هميشهء اوقات به عرض و داد فقرا و به احوال برايا پرداخته ، به روزنامهء بتكچيان واقعات هر ولايت به پيش نظرش چون آيينه روشن و مبرهن مىنمود .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٩٩