فضايل انسانى را ازو دريغ نداشته با ضمّ دلاورى و بهادرى ، ذات خجسته صفات او را مجمع الفضايل و الكمالات مىخواندند . در عنفوان دولت و كامرانى و آغاز سلطنت و كشور ستانى تخم سعادت و توفيق در زمين دل بىغلّ او جاى يافته ، اكثر اوقات عزم صحبت كيميا خاصيت مشايخ كبار و صاحب نفسان باوقار نموده ، از دعاى اجابتاثر آنها بهرهور و بانصيب مىبود . بناء عليه روزبهروز افزونى دولت به آن پادشاه ذىشوكت رويداد شده ، يوما فيوما فيوضات غيبى و فتوحات لاريبى به جناب سعادتمآبش استقبال مىنمود .
نظم
فتح و ظفر درپى حُكمش روان * دولت و اقبال ورا در عنان
مملكه را زينت و زين آمده * زانكه نجيب الطرفين آمده
مرتبهافزاى نشان و علم * جلوه نمايندهء تيغ و قلم
ناوك قهرش پى قصد غنيم * تير شهاب است به ديو رجيم
تا شده از عدل و كرم چارهساز * يكدل و يكرو شده گنجشك و باز
از كف دُرپاش شه كامياب * در عرق شرم نشسته سحاب
دارم اميدى ز خداى كريم * آنكه كريم است به فضل عميم
چشم بد از حضرت او دور باد * دشمن او خسته و مهجور باد
چون آرامش و قرار به دار السلطنهء بخارا ظهور يافته ، خاطر انور معدلتگستر امير صاحبقران نيكوسير را من كل الوجوه از هر امور جمعيت تمام حاصل آمد ، بعد از گذشتن يك سال كامل به خاطر خورشيد نظيرش محافظت اطراف و اكناف مملكت محروسه جلوهنما گرديد . پوشيده نماند كه در حالات انقلابات پادشاه در ما بين يك سال وقت را مغتنم دانسته ، دانيال اتاليق كنكس قصبهء چراغچى را از وجه محموليت آن از دست جماعت منقتيه گرفته ، متصرف شده بود و از جماعت قرق يوز ، محمد رحيم اتاليق و محمد صادق بيگ - برادر او را - كه حضرت امير سعيد - انار اللّه برهانه - به حكومت