ظفرنامهء خسروى يكى از ارزشمندترين و معتمدترين سرچشمهها به شمار مىآيد .
تلاشهاى اين دولتها براى تصاحب مناطق سرحدى اوراتپه ، ديزك ، يام ، زامين ، و . . . ، مبارزهء مردمان اين نواحى در مقابل ظلم حكومتهاى بخارا و خوقند ، تاختن امير بخارا به خوقند ، آمد و رفت سفيران ، قراردادها و امثال اينها در صفحات اين كتاب بتفصيل بيان يافتهاند .
بايد گفت كه در منابع مختلف ، تاريخ فتح خوقند ، بنابر بسيارى لشكركشىها ، بهطور گوناگون ذكر يافته است . حتى در تاريخ چنين حادثههاى مهم مانند فتح پايتخت خوقند ، كشته شدن محمد على خان و تمام اعضاى خانوادهء او ، و به بخارا همراه كرده شدن خوقند ، اختلاف موجود مىباشد « 1 » .
بنابر گفتهء نويسندهء ظفرنامهء خسروى ، امير نصر الله در مدّت سه سال ( 1840 تا 1842 ) چهار تاخت خرابىآور به عمل آورده است . نخستين بار وى در سال 1840 به خوقند تاخت . اين جنگ ناموفق بود ، و او به سمرقند برگشت . و اما امير در سمرقند با فرماندهان و درباريان به مشورت نشست و گفت كه وى به قوّت و ثبات عهدنامهء صلح شك و ترديد دارد . پس پيشنهاد كرد كه برادر خرد محمد على خان - سلطان محمود - را كه چند سال پيش برادرش وى را از خوقند تبعيد كرده بود و اكنون در شهر سبز به سر مىبرد ، دعوت كرده و حكومت يكى از ناحيههاى هممرز با خوقند ، به وى داده شود . در واقع ، پس از چندى سلطان محمود دعوت شد و حاكم اورميتن تعيّن گشت ( برگ 59 « الف » ) .
طبيعى است كه اين رفتار باعث قهر و غضب محمد على خان شد . محمد على خان در نامهاى به نصر الله ، از آشتى دوستانه يادآور شد و توضيح خواست كه هدف از حاكم اورميتن تعيّن كردن سلطان چيست ؟ امير پاسخ داد كه ، اولا ، از هر فردى كه از وى
هامش
( 1 ) . چنانچه تاريخشناس قرغيز ، دكتر ك . حسين بايف نوشته است كه امير بخارا در سال 1841 خوقند را اشغال نمود و حاكم نشاندهء وى در ماه اكتبر همان سال واژگون شد . ( نك :Usenbaev K . Absestvenna ekanamiceskie atnaseniya kirgizav v periad Kakandskaga xanstva . - Fronze , 1961 , s . . . 39 . ) ;دكتر عثمان كريم تاريخ اين واقعه را سال 1843 دانسته است . ( نك :Karimav U . Nazili Xujandi . - Dusanbe : Danis , 1978 , s . 15 . )