Skip to main content

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — Page 290

Contributors:

P.290

ذكر نزول اميرزادهء اعظم اميرزاده ابو بكر در شهر بغداد

درين اثنا از جانب بغداد خبر رسانيدند كه اميرزادهء اعظم ابو بكر بهادر كه با لشكرى جرّار متوجّه صوب بغداد شده بود بمباركى سايهء چتر همايون بر ان بلاد گسترد و جماعتى از تراكمه كه بتغلّب آن اراضى را محلّ جور و ظلم خود گردانيده بودند بتخصيص قرا يوسف با معدودى چند حركة المذبوحى كرده اندك مقاومتى نمودند و آخر چون صدمهء شيران كارزارى مشاهده كردند روباه‌وار روى به راه گريز نهادند و خيل و حشم ايشان كه قريب ده پانزده هزار خانه بودند با اسباب و اموال و گاو و گوسفند و شتر و غنايم و بضايع بىحدّ و عدّ در قبضهء تسخير افتادند و اميرزادهء اعظم سايهء عدل در ان بلاد گسترده و رعايا را استمالت داده بعمارت و زراعت مشغول شدند و كسرى كه در طاق و رواق آن ولايت افتاده كسرىوار بعدل شامل خود جبر مىفرمايد آوارگان آن مملكت و منهزمان آن ولايت بدين خبر مبتهج و مسرور شده در دعاى دولت افزودند و عزيمت بر توجّه بدان صوب مصروف گردانيده رجا واثق و امّيد صادق دارند كه عن قريب بغداد كه عروس بلاد و مرغوب عباد بود باز بر منصّهء امن‌وامان جلوه دهد و بفرّ اين دولت آب جمعيّت بجوى رفته بازآيد

ذكر توجّه نمودن اميرزادهء اعظم اميرزاده عمر از جانب سمرقند بصوب مملكت آذربايجان و موجبات آن

و در خلال اين احوال اميرزادهء اعظم خلف دودمان عدل و ايالت اميرزاده عمر بهادر كه فرزندزادهء بندگئ حضرت اعلى است و از جملهء خلفان آن دودمان و شهزادگان آن حضرت بمزيد شوكت و بسطت و شكوه جهاندارى و جلادت معروف و بعدل و انصاف