احساس نميكردند و بالنتيجه محيط براى يورش و استيلاى هردو خونآشام ، مساعد بود . اشاره مختصر به هريك از دو دوره كنيم :
مىبينيم كه قرن هفتم هجرى - كه بستر تاريخى هجوم مغول گسترده مىشود - دوران عجيبى است ، بر سراسر صفحات شمال شرق ، مناطقى كه اسلام در آنها رسوخ يافته ، آشفتگى كامل حكمفرماست .
امپراطورى صلاح الدين ايوبى پس از مرگ وى ، با نفاق و زدوخورد جانشينانش درهم شكسته است .
جانشينان الناصر الدين خليفه عباسى ، قادر به حفظ قلمرو خود نيستند و قدرت خوارزمشاهيان در شرق ، خطر مهمى براى دستگاه خلافت شده است تا جائى كه بقول مير خواند :
خليفه در چنين وضعى به تموچين كه با تركيب قبايل گوناگون مغول ، نيروئى عظيم ترتيب داده بود ، براى دفع دشمنان خود روى ميآورد .
حكومت خوارزمشاه كه قدرت ظاهرىاش ، خليفه را به وحشت انداخته بود ، خود از درون در حال فروريختن بود . مالياتهاى گوناگون حكومت او ، پشت مردم را خم كرده و او ناچار سپاهيانش را براى حفظ آرامش در سراسر كشور گسترده بود .
سپاهيانى كه درعينحال ضعيفتر از آن بودند كه در مقابل مغول ايستادگى كنند .
چهرهى سياسى و اجتماعى ايران در آغاز حمله تيمور هم در تحليل نهائى شبيه محيط پيش از حمله مغول است :
وضع مردم پريشان و حكومتهاى ملوك الطوايفى در هر گوشه ، تسمه از گردهء مردم كشيدهاند .
حكومت ايلخانان در سراشيب انحطاط است .
عراق و آذربايجان تحت نفوذ تركمانان آققوينلو و قرهقوينلو در تبوتاب است .
ايالات شرقى صحنهء كشمكش طايفه آل مظفر و شيخ ابو اسحق اينجو است .
خراسان در تحت سلطه امراى سربدارى و شاهان آل كرت قرار دارد .
و تيمور در چنين آشفته بازارى پا به صحنه ميگذارد .
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 14
مساهمون: نظام الدين شامى
صمقدمه ١٤