متن روايت را خواه درست يا نادرست پذيرفته و گاهى نيز مطالبى منافى عقل و عادت نقل كرده و در امتناع و نادرستى آنها سخنى نگفته است و از اينجا مىتوان نتيجه گرفت كه وى بىاندازه متمسّك بظواهر و پاى بند مسموعات خود بوده است .
دربارهء ظواهر شرع بىشك اعتقادش اينست كه ترك آنها روا نيست و سالك هرگز بدرجهاى نمىرسد كه عبادات و معاملات را ترك تواند گفت و با اينهمه سالك در طريق عبادت نبايد افراط كند و براى وى مراقبت دل و پاس انفاس از اعمال ظاهر مفيدتر است .
در مسائل فروع پيروى مذهب خاص را لازم نمىداند بلكه مريد ، آنها را هم بايد از مشايخ تصوّف بياموزد و از ايشان تقليد كند .
شرط ورود بحلقهء صوفيان نخست توبه و ردّ مظالم و خشنود كردن خصمان و خروج از دنيا و امور دنياست به تمام همّت و پس ازين شيخ مىتواند بمريد ذكرى تلقين كند ، اين ذكر بعقيدهء قشيرى در رسالهء « ترتيب السلوك » اللّه اللّه اللّه يا خداى است و سالك بايد بكوشد كه « ذكر زبان » تبديل به « ذكر قلب » و سرانجام منتهى بغيبت از ذاكر و ذكر شود تا بدرجهء فناء در مذكور برسد .
شرط ديگر اطاعت و تسليم است و مريد بايد هرچه شيخ وى مىگويد بى چون و چرا بپذيرد و بدلش نيّت مخالفت نگذرد و واقعات و احوال درونى خويش را از وى به هيچ روى پنهان ندارد و بعقيدهء او طىّ مدارج و منازل سلوك بى دستگيرى شيخ و پيرى راهدان ممكن نمىشود .
نظر او دربارهء سماع معتدل و مشعر بر جواز است و در كتاب حاضر ( فصل سماع ) شواهدى از شرع و اقوال صحابه و پيران بر اباحهء آن نقل مىكند ولى هيچ سندى تاكنون بدست نياوردهام كه مريدان يا خود وى در خانقاهش سماع مىكردهاند .
چنان كه خود او مىگويد در جوانى و بوقت سلوك از ابو على دقّاق اجازه خواسته است تا در سماع شركت كند و پيرش اجازت نمىداده تا پس از معاودت و تكرار
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 45
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
صمقدمهء مصحح ٤٥