Skip to main content

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — Page 316

Contributors:

P.316
اندر رعايت حق بود زيرا كه مريد دونده بود و مراد پرنده ، دونده اندر پرنده كى رسد . ذو النّون [ مصرى ] كس فرستاد ببو يزيد [ بسطامى ] گفت تا كى خواب و راحت‌طلبى قافله درگذشت بو يزيد گفت بگو [ ييد ] برادر مرا ذو النّون [ را ] مرد آنست كه شب بخسبد بامداد بمنزل‌گاه بود و پيش از قافله رسيده باشد ذو النّون گفت طوبى له [ نوشت باد ] اين سخنى است كه حال ما بدانجا نرسد .